جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٣٢
حزب الله را از راه پاكسازى نژادى كه جنايت جنگ ٣٣ روزه ٢٤٠ شكست نظريه بازدارندگى راهبردى ص : ٢٣٢ جنگى به شمار مىرود، از بين برد و همين مسأله موجب مىشود حزب الله، پيروز ميدان باقى بماند.
يوفال مىگويد: در غياب نيروى بينالمللى كارآمد، رزمندگان حزب الله با عزم و روحيه اى بالا برمى گردند و يگانها و سلاح خود را بازسازى مىكنند. جايگاه و اعتبار آنان بالاتررود و توان بازدارندگى اسرائيل كه در اساس خرد شده، متحمل ضربههاى دوباره مىگردد. نكته نگران كنندهتر اينكه ممكن است حزب الله، همچون حماس در حكومت خودگردان، به نيروى سياسى پيشرو در لبنان مبدل گردد.
شكست نظريه بازدارندگى راهبردى بدون در نظر گرفتن اين نكته كه جنگ اسرائيل بر ضد لبنان در تابستان ٢٠٠٦ به عنوان عملياتى تنبيهى و با هدف تحميل هزينههاى سنگين به حزب الله ولبنان انجام شد، نمىتوان اين جنگ را به خوبى درك نمود. اين عمليات در سه روز اول به «سزاى مناسب» نامگذارى شد. اما پس از آنكه اسرائيل فهميد فضاى بينالمللى با اسرائيل همراه است، و امريكا به دلايل منطقهاى و شرايط سياسىلبنان با اين جنگ موافق است، به سرعت به عمليات «تغيير مسير» تغيير نام يافت. اين عمليات، ارتش اسرائيل را بخشى از بازى براى تغيير ساختار داخلى لبنان نمود.
در زمانى كه حزب الله از وقوع غافلگيرىها در ميدان سخن مىگفت، اسرائيل به دنبال غافلگيرىهاى راهبردى بود، چون اين جنگ پاسخى بر عملياتِ به اسارت گرفتن دو سرباز نبود، بلكه در اساس، تلاش براى تغيير چهره خاورميانه بود تا به واسطه آن محورهاى به اصطلاح شرّ- بر اساس اصطلاحات نومحافظه كاران ايالات متحده امريكا- در منطقه درهم كوبيده شوند. به اين ترتيب رهبران اسرائيلى، آغاز جنگ را بزرگترين غافلگيرى به شمارآوردند كه حزب الله انتظار وقوع آن را نداشت. اما اين غافلگيرى سريعاً نتايج معكوسى را به همراه داشت. اين نتايج نه تنها براى رهبران اسرائيل بلكه براى تمامى جامعه شهرك نشين اسرائيل و هم پيمانان منطقهاى و بينالمللى اسرائيل در اين جنگ آشكار شد و بر آنان اثر گذاشت. ارتش اسرائيل در خلال بيش از يك ماه جنگ، نتوانست اهداف تعيين شده از سوى خود، هم پيمانان و مشوقانش را محقق سازد.