جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٣١
اسرائيل در رويارويى با تهديدات آتى موشكى از ديگر موفقيت هاى ارتش اسرائيل است. اما هيئت تحريريه اين روزنامه به اين ادعا پاسخ مىدهد كه توان بازدارندگى اسرائيل هرگز نتوانست در برابر آتش موشكهاى كاتيوشا كه تا آخرين لحظه جنگ ادامه يافت، ايستادگى كند. اين آتش موشكى همچنين اثبات كرد كه ارتش در تحقق پيروزىهاى رؤيايى خود ناتوان بوده است. اين روزنامه مىافزايد: آنچه كه در ميدان نبرد رخ داد، تفاوت فراوان بين سخن نخست وزير اسرائيل و نتايج عملى اتفاق افتاده را نشان مىدهد. هاآرتص تأكيد مىكند كه: «از اين به بعد و در زمانى كه حزب الله اثبات مىكند هيچ چيز نمىتواند اين حزب را از ادامه حملات خود به ارتش اسرائيل بازدارد، نمىتوان به گفته هايى بسنده نمود كه به جاى دستاوردها، درصدد بالابردن روحيه مىباشند.» يرمياهو يوفال، يكى از تحليلگران اسرائيلى معتقد است «١» قرار گرفتن «حذف حزب الله» به عنوان هدف اصلى جنگ از سوى اسرائيل اشتباه بود چراكه اين هدفى دست نيافتنى است.
اسرائيل براى حفظ آبروى خود تنها ناگزير است كه هدف جنگ را در اعزام نيروى بينالمللى به جنوب لبنان و در كنار اعزام ارتش لبنان به اين منطقه، خلاصه كند. وى مىافزايد: اسرائيل بهترين برگ برنده را براى اداره جنگ در دست داشت: قطعنامههاى سازمان ملل، مشروعيت بينالمللى، تمايل به خلع سلاح حزب الله و از بين بردن توانش (حتى در فرانسه و بيشتر كشورهاى عربى). اين برگهاى ارزشمند قابليت عملى شدن را داشتند در همين سياق، تلاش شد ارتش اسرائيل وارد عمل شود تا حزب الله را محو نمايد. اين مسأله موجب شد اسرائيل وارد جنگى شود كه در مشروع بودن آن ترديد وجود دارد، جنگى غيراخلاقى، غير زيركانه و خطرآفرين. جنگى كه در حقانيت آن ترديد وجود دارد، چون زمانىكه پاسخ به يك اقدام متجاوزانه موضعى و ناچيز، شكل يك جنگ بزرگ به خود مىگيرد، فراتر از بهانهاى مىرود كه جنگ به خاطر آن شروع شده بود: كشتار، ويرانى و شكنجه غيرنظاميان را به همراه دارد و منطقه را دچار تنش و آتشافروزى مىكند. غير اخلاقى بودن اين جنگ به اين دليل است كه حذف سازمانى خشونت گرا كه در ميان ساكنان غيرنظامى فعاليت مىكند، معقول نيست اما غيرزيركانه بودن آن نيز ناشى از اين است كه تمامى اين جنگ براى تحقق هدفى دستنيافتنى بود.
ارتش اسرائيل نمىتواند به لبنان بازگردد و اين مسألهاى قطعى و تجربه شده است. نمىتوان