جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٢
لندن مىرسيد كه اين كشورها اسرائيل را به باقى ماندن در خارج از لبنان توصيه مىنمودند و از سوى ديگر برجستهترين مقامات ستاد ارتش وقت اسرائيل مانند اسحاق رابين، حاييم بن بارليف و مردخاى گور به مناسبتهاى مختلف نسبت به اين اقدام ابراز نگرانى مىكردند و چنين يورشى را راهگشاى مسأله فلسطين نمىدانستند، همچنانكه براى شروع اين اقدام توجيه و بهانهاى نمىديدند چراكه روستاهاى شمال اسرائيل و شهركهاى صهيونيستى در آرامش به سر مىبردند و ميان آنان با سازمان آزادى بخش فلسطين آتشبس برقرار بود.
اما غرور و جنون قدرت بر شارون و همياران او سايه افكنده بود. در آن هنگام، مناخيم بگين و رئيس ستاد ارتش، رافائل اتيان در اين توهم بودند كه ماشين نظامى پيشرفته و گسترده ارتش اسرائيل مىتواند به آسانى پيروزى را به ارمغان آورد.
جاكوب تيمرمن، نويسنده كتاب «طولانىترين نبردها: اسرائيل بر ضد لبنان» «١» در اين رابطه مىگويد: «مىدانستيم كه شارون به لبنان حمله مىكند ... روز اول جنگ در اخبار هورا كشيديم، روز دوم براى پيروزىهاى خود هلهله كرديم، در سومين روز جنگ مطمئن شديم كه اين عمليات ممكن است چندين ساعت به طول بينجامد، در چهارمين روز تلاش كرديم با استفاده از اخبار و گفتهها، براى حقايق جنگ دليلى به دست آوريم.» «٢» تا آن زمان به ادعاى تيمرمان «كودكان لبنانى و فلسطينى هنوز نمرده و خانههاى آنان با خاك يكسان نشده بود. هنوز دلهاى ما پاك بود و گناهى مرتكب نشده بود.» ... در روز دهم جنگ سربازان آغازگر جنگ در حاليكه ترس و بيم آنان را خفه مىكرد، به مرخصىهاى كوتاه مدت رفتند. آنان تمامى مصيبتها را ديده بودند. ... اما نكته شگفت آور اين بود كه آنان سؤال نمىكردند و به دنبال كشف حقيقت نبودند. در زمانى كه ملاقات سربازان با خانواده و بستگان خويش در اسرائيل رو به انجام بود، رويدادهاى ديگرى نيز در حال وقوع بود. شمارى از روزنامه نگاران اسرائيلى كه روانه لبنان شده بودند به فلسطين اشغالى برگشتند تا گزارشهاى تهيه شده را در نشريات خود منتشر سازند.
آنان علاوه بر گزارشهاى مطبوعات، بوى تعفن اجساد دفن نشده را نيز با خود منتقل كردند.
هرچند بوى مرگ براى اسرائيلىها جديد نيست اما بوى اجساد زنان و كودكان بر زمين مانده در