جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢١٣
اين روزنامه مىافزايد: دولت ما كر شده و نمىشنود. خانوادههاى داغديده بايد درد و فرياد بكشند، هيچ احساسى وجود ندارد، به حكومتى جلاد تبديل شدهايم، گفتههايمان با كردارمان يكى نيست، ما خنجرمان را در تاريكى آماده كردهايم و منتظريم تا دوستمان روى برگرداند و از پشت به او خنجر بزنيم، دولتمردان ما به يك مشت دروغگو تبديل شدهاند، و فقط به دنبال منفعت و سود شخصى است نه به فكر منافع اسراييل! در همين زمينه، ناحوم بارنياع مىگويد: «١» سؤالات زيادى درباره ارتش و رهبرى سياسى ايجاد شده است. همگان در يك موضوع اجماع دارند: انتخاب پرتز به عنوان وزير دفاع، انديشهاى نادرست و متزلزل بود. خطاى نخست اين بود كه اولمرت مىخواست وزارت دارايى را در چنگ خود نگه دارد. او گمان مىكرد اگر هيرشزيون، از دوستان نزديك خود را به عنوان وزير دارايى انتخاب كند، اين وزارت خانه نيز در اختيار او خواهد بود. از آنجايى كه اولمرت مايل نبود پرتز را به عنوان وزير دارايى برگزيند و جرأت هم نداشت وزارت خارجه را به او بسپارد، وزارت دفاع را به او داد.
بارنياع مىافزايد: جنگ آمد تا همه برگهاى بازى را بسوزاند، خيلى زود پرتز مغلوب شد. او وضعيت را درك نكرد و نفهميد چه كند. ژرفاى قدرت را در نيافت. با صراحت طرف مقابل را تهديد مىكرد و با شور و هيجان از طرحها و نقشههاى ارتش حمايت مىكرد. ايهود اولمرت تمام اشتباهات رهبرى سياسى را به عهده گرفت، حتى خطاى شخصى به نام پرتز را.
آلوف بن خبرنگار سياسى روزنامه هاآرتص هم در اين باره معتقد است: از نظر بخشهايى از جامعه اسراييل، اولمرت آدم بدى بود، امّا پس از رسوايى جنگ لبنان «مصيبتى» براى ما شده است. او مىافزايد: مشكل واقعى اولمرت در اين نكته نهفته است كه نخست وزير قاضى نيست كه درباره پروندهاى حكم صادر كند؛ بلكه نخست وزير بايد به ترغيب دستگاههاى زيرنظر خود بپردازد تا وظايف خود را انجام دهند، نه اينكه فقط غر بزند. حتى اگر شارون متهم به سهلانگارى و حالوتس متهم به وعدههاى موهوم بود، او بايد پيش از آن كه ارتش و كشور را وارد جنگى ٣٠ روزه كند، در اين باره تحقيق مىكرد. اولمرت بايد بداند كه او رئيس دولت اسراييل است و هر مسئولى مىداند كه عدم شناخت و اطلاع او و امضاى كوركورانه تصميمات از مسئوليت او نمىكاهد. «٢»