جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢١
از بين بردن حضور سازمان يافته فلسطينىها در لبنان را محقق ساختند و آنان را در تونس، مصر، سودان، اردن و يمن پراكندند.
پس از اين رويداد، هرچند مجموعههاى سازما جنگ ٣٣ روزه ٢٩ پيامدهاى عقبنشينى اسرائيل از جنوب لبنان در سال ٢٠٠٠ ص : ٢٦ ن يافته و مبارز ديگر از نيروهاى ملى فلسطين كه با سازمان آزادى بخش فلسطين مرتبط بودند، اقدام به مجموعه عملياتهاى جسورانه و موفق نمودند و توانستند اشغالگران صهيونيست را مجبور به عقبنشينى از بيروت تا منطقه الجبل و پس از آن تا نوار مرزى جنوب لبنان (كه از سال ١٩٨٥ تعيين شده بود) نمايند، اما با انحلال حضور سازمان يافته فلسطينىها در لبنان، اين مجموعهها نيز يكى پس از ديگرى متلاشى شدند.
شايان ذكر است كه اين عقبنشينى همزمان با شدت گرفتن عملياتهاى موردى استشهادى رخ مىداد. اين عملياتها به مجريان عمليات كه اعضاى مقاومت اسلامى لبنان بودند ويژگى برجسته و عملكردى خاص مىبخشيد. اين مجموعه در همين سال به صورت رسمى شاخه نظامى حزب الله را تشكيل دادند. حزب الله به تنهايى فعاليت در خارج از چارچوب مقاومت لبنان را در منطقه جنوب اين كشور ادامه داده تا آنجا كه طيف گستردهاى از مردم را با خود همراه ساخته است. «١» رويدادهاى لبنان پس از ١٩٨٥ به تحكيم و تعميق نقش حزب الله كمك كرد. در اين سال سوريه به آرايش دوباره نيروهاى ملى مبارز مبادرت نمود تا با نگاه اين كشور به متغيرهاى بينالمللى و منطقهاى همسو شوند. همچنين اين كشور تلاش كرد جايگاه راهبردى و استراتژيك برجسته اىرا براى خود ايجاد نمايد. سوريه اين هدف را در عرصه تحولات و نزاعهاى داخلى لبنان دنبال مىكرد. اين نزاعها در سال ١٩٩٠- ١٩٨٩ و با انعقاد پيمان طائف و خلع سلاح تمامى شبه نظاميان در حال نزاع و باقى ماندن سلاح در دستان حزب الله به پايان رسيد. علت عدم خلع سلاح حزبالله اين بود كه اين حزب وارد جنگ داخلى نگرديد و همچنين وارد بحثهاى تقسيم قدرت و سهمخواهىها نشد. همان امرى كه در لبنان- كشورى كه تاريخ آن را با عنوان نظام مبتنى بر طوايف مىشناسد- براساس مذهب و طائفه صورت مىگيرد.
در ماههاى آغازين سال ١٩٨٢ همه در اسرائيل مىدانستند كه وزير دفاع، ژنرال آريل شارون به لبنان حمله خواهد كرد. اين درحالى بود كه اخبار و گزارشهايى از واشنگتن، پاريس و