جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٠٢
كميته ديگر مسئولان به علت فقدان آمادگى جنگى ناشى از كاهش تجهيزات و بودجه، با مديريت ضعيف جنگ و بروز نقاط ضعف در فرماندهى و حتى ابهام و تشويش در صدور اوامر و يقين اهداف در انجام مأموريت و وظايف خود ناموفق عمل كردند. در همين زمينه رئيس كميته امنيت و روابط خارجى كنيست اعلام كرد: شهادت سربازان تصويرى از واقعيت براى ما ترسيم كرد، اكنون به دنبال تحقيق از فرماندهان هستيم، كميتههاى فرعى از فرماندهان مانند وزير جنگ، رئيس ستاد، فرماندهان مناطق و لشكرها تحقيق خواهند كرد. «١» بر خلاف جنگ غفران ١٩٧٣، در جنگ دوم لبنان، قصورى متوجه دستگاههاى اطلاعاتى نيست. ارتش اسراييل اطلاعات مفيدى درباره تشكيلات و تسليحات حزب الله از جمله موشكهاى ضد زره، پناهگاهها، شبكه سنگرهاى مقاوم، سير حمل و نقل تسليحات و فرماندهان اين حزب در اختيار داشت. اسراييل دو ماه قبل از جنگ مانور «دست در دست هم» را با اين برنامه تمرين و اجرا كرد: حزب الله چند سرباز ارتش اسراييل را در منطقه شمال مىربايد؛ ارتش به شدت واكنش نشان مىدهد، حزب الله به مدت چند هفته مناطق داخلى را موشك باران مىكند؛ سپس ارتش در يك حمله زمينى منسجم و چند جهته وارد خاك لبنان مىشود. به اين ترتيب ارتش مانور را موفقيتآميز برگزار كرد، امّا در جنگ شكست خورد. هم چنين واحدهاى اطلاعاتى درباره تصميم حزب الله مبنى بر كشاندن ارتش به رويارويى در طول مرزها خبر داده بود، با اين وجود، ارتش وارد دام حزب الله شد. «٢» زئيف شيف، تحليلگر نظامى روزنامه هاآرتص، مقايسهاى ميان كميتههاى تحقيق انحرافات سال ١٩٧٣، كاهان سال ١٩٨٢ و وينوگراد سال ٢٠٠٦ انجام داده است. او مىگويد:
در ١١ ژانويه ١٩٧٣ در دفتر رئيس ستاد وقت ارتش، درباره امكان تشكيل يك كميته تحقيق رسمى درباره حوادث جنگ غفران سخن به ميان آمد و معتقد است كه امروز نيز درباره جنگ با حزب الله در واقع همان وضعيت پيش آمده و فقط زمان و افراد تغيير كردهاند.
گرچه پيشينه نظامى اين دو جنگ متفاوت بود، زيرا در جبهه سوريه جنگ فرسايشى ادامه داشت و اسراييل در اين جنگ آسيب ديده بود و شمار قربانيان جبهه سوريه و مصر به ٢٥٦٩