جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٧٩
براى پرهيز از انتخاب پرتز به عنوان وزير مالى و ترس از وارد شدن خسارت فراوان به اين وزارتخانه، او را به عنوان وزير دفاع برگزيد.
خطاى دوم اولمرت سستى در اتخاذ تصميم و اعتماد بىاندازه به نيروى هوايى بود، كارى كه موجب شد تا وى با تكبّر هر چه تمام شرايط خود براى بازگرداندن سربازان ربوده شده به حزب الله تحميل كرده و از قبول هرگونه آتش بس سرباز زند، بدون اينكه متوجه باشد كه ممكن است اين وضعيت به جنگى فرسايشى و طولانى مدت منجر شود كه اسراييلىهاى كم طاقت تحمل آن را ندارند، زيرا آنان به جنگهاى برقآسا، كم هزينه و پيروزمندانه عادت كردهاند.
از نظر «بن» خطاى سوم اولمرت اين بود كه با سرمستى از حمايتهاى جهانى از جمله كشورهاى عربى و سازمان ملل، پيش از آن كه متوجه شود در ورطه جنگ غوطهور شده و هيچ دولت واقعى ندارد، توقف جنگ را رد كرد.
خطاى چهارم او نيز اين است كه بدون فراخوانى نيروهاى ذخيره، ريسك جنگ زمينى را پذيرفت و زمانى كه عدم توانايى يكسره كردن جنگ برايش روشن شد، ديگر خيلى دير شده بود و تصميم رسيدن به ليتانى در روزهاى آخر جنگ هم چيزى را تغيير نداد و حتى ضعف و ترديد وى و همكارش پرتز را آشكارتر ساخت.
«بن» مىگويد: اگر اولمرت يك تصميم درست گرفته باشد، همان تصميم خارج كردن ارتش از لبنان بلافاصله پس از ورود نيروهاى ويژه بينالمللى است كه اين هم به منظور سرپوش گذاشتن بر ضعف فرماندهى و ناكامى آن بود. ضعف فرماندهى جنگ از سخنان كهنه و نخ نماى رهبران حكومت و فرماندهان ارتش در تعريف و تمجيد از جبهه داخلى و ميزان پايدارى آن كاملًا مشهود است، آنان مىگفتند: «ما براى كمك به شما شتافتيم امّا شما را قوىتر از خود، يافتيم».
هم چنين خانم ليلى گاليلى، نويسنده معاصر، مىگويد، «١» چنين تعريف و تمجيدهايى از مردم چيزى نيست مگر «اندا جنگ ٣٣ روزه ١٩٠ كاهش محبوبيت«گروه جنگ» ص : ١٨٤ ختن مسئوليت و عواقب جنگ به دوش مردم و بهرهگيرى فرصت طلبان از اين ملت» و مىافزايد، تاريخ پر از رهبرانى است كه به جاى اعتراف به ضعف و ناتوانى خود، از قبول مسئوليت عواقب تغيير سياستها طفره رفته و علت آن را خستگى مردم مىدانند ...
در اين صورت همان گونه كه مردم خود را مسئول ادامه جنگ مىپندارند، خود را نيز مسئول