جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٧٨
امّا همزمان نيز آه و فغان گروهى برخاست كه در حال حاضر براى سكاندارى حكومت و برخورد با قضاياى جنگ و صلح، يك رهبرى جايگزين وجود ندارد. شايد يكى از بارزترين نتايج جنگ اين بود كه اسراييلىها اعتماد خود را نسبت به وعدهها و گزافهگويىهاى رهبرى سياسى و نيز توانايى آنان در انجام وظايف و تحقق برنامههاى بلندپروازانه از دست دادند.
افكار عمومى در جامعه اسراييل، به ويژه پس از جنگ، اجماع دارد كه رهبرى سياسى اداره كننده جنگ، كم تجربه بوده و مخصوصاً در امور امنيتى خبرگى كافى نداشته و توان رويارويى با تهديدات راهبردى پيش روى دولت عبرى را ندارد. از جمله اتهامات متوجه دان حالوتس، رئيس ستاد ارتش، سوء استفاده وى از كم تجربگى نخست وزير و وزير امنيت در تصميم براى جنگ بدون محاسبه ميزان آمادگى ارتش براى چنين جنگى، مىباشد.
بسيارى از اسراييلىها به اولمرت، پرتز و ليونى به عنوان يك تيم رهبرى غير نظامى و فاقد سابقه نظامى گرى دل بسته بودند كه ايشان با به كارگيرى راههاى سياسى غير نظامى به يك صلح و سازش برسند؛ امّا اين افراد نيز در بهار ٢٠٠٦ هنوز قدرت را به دست نگرفته، شروع كردند به انجام اقدامات خصمانه و قتل و كشتار و تخريب غزه. خيلى زود روشن شد كه اين رهبرى غير نظامى به دنبال يك پشتوانه نظامى براى خود است و مىخواهد عظمت خود را بر كشتههاى ملت فلسطين و لبنان بنا كند.
به همين دليل اين تيمِ رهبرى، براى كسب يك پشتوانه امنيتى كه فاقد آن بود تصميم به جنگ گرفت، پشتوانهاى كه از شايستگىهاى ضرورى رهبرى سياسى در اسراييل به شمار مىرود.
امّا طوفان جنوب لبنان بر خلاف جهت كشتى پرتز، اولمرت و ليونى وزيدن گرفت و همگى را غرق و پشتوانه سياسى آنها در هم كوبيد.
آلوف بن، تحليلگر سياسى، معتقد است كه ايهود اولمرت، چهار اشتباه اساسى مرتكب شد. «١» اول: كبر و غرور؛ او گمان مىكرد، شكاف بزرگى كه در بدنه حكومت به دليل غيبت شارون و رفتن وى به حالت كما، پديد آمده را مىتواند پر كند و يك تنه مانند شارون بر ارتش مسلط شود، در نتيجه وى براى اينكه بتواند جنگجويى و سياستمدارى بيشترى را در هنگام جنگ و صلح از خود نشان دهد عمير پرتز را به عنوان وزير دفاع انتخاب كرد. «بن» مىافزايد هم چنين اولمرت