جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٥٢
امريكايىها به صلح با مصر دست يافتيم، در صورت صلح با سوريه نيز امريكا نمىتواند با آن مخالفت كند.
الآن كه ما به حزب الله ضربه زده و لبنان را نابود كرديم، نخست وزير بايد صلح را مشروط به واگذارى جولان اعلام نمايد. اين اقدام بيش از هزار عمليات مىتواند امنيت ما را فراهم كند، امّا اين كار كمى شجاعت مىخواهد، شجاعتى بيش از تصميم براى شروع جنگى بيهوده ديگر.
ايلى اشكنازى هم مىگويد: «١» پرتز، وزير دفاع به هنگام بازديد از پايگاه ارتش اسراييل در بلندىهاى جولان اعلام كرد بايد به دنبال راهى براى آغاز گفتگو با فلسطينىها باشيم، هم چنين شرايط براى گفتگو با جبهه سورى را نيز بايد فراهم كنيم. در اين ديدار يك سرباز زن اسراييل درباره عدم تحقق اهداف جنگ لبنان پرسيد: سربازان ربوده شده برنگشتند، گلولههاى كاتيوشا به ما مىرسد، حتى به خانه من اصابت كرده، ما بدون خلع سلاح حزب الله عقبنشينى كرديم. پرتز نيز پاسخ داد: هدف از حمله نظامى دستيابى به يك دستاورد سياسى بود. وضعيت حاكم بر بلندىهاى جولان، نتيجه يك تسويه حساب سياسى است كه آن هم خود از نتايج جنگ به دست آمده است. هدف از حمله تغيير شرايط حاكم در شب حمله بود. حزب الله باور نمىكرد كه فرداى حمله، حاكميت خود در جنوب لبنان را از دست خواهد داد؛ هيچ كس باور نداشت كه ارتش لبنان در نزديكى مرزهاى لبنان مستقر خواهد شد، آرى، ما به دنبال خلع سلاح حزب الله لبنان بوديم، امّا هيچ ارتشى نمىتواند يك سازمان تروريستى را كاملًا خلع سلاح كند. ولى مىتوان آن را به يك نهاد غير قانونى تبديل كرد.
آرام آرام، در لبنان صداهايى به گوش مىرسد كه اقدامات حزب الله موجب نابودى لبنان شده. اگر نيروهاى معتدل در لبنان نزديك و متّحد شوند، اسراييل به هدف خود رسيده است. پرتز مىافزايد، چشمهاى ما بايد باز باشد. ما بايد براى جنگ در هر نقطهاى آماده باشيم، فراگيرى اين درس، بيش از هر چيزى اهميت دارد.