جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٤٥
مقاومت اسلامى لبنان جنگى كاملًا جديد را اداره نمود: اين جنگ نه جنگ كاملًا پارتيزانى و نه جنگ كلاسيكى صرف بود. به طوريكه دولت اسرائيل با دولتى روبرو نبود كه آن را تهديد كند، ارتش صهيونيستى نيز در برابر خود ارتشى نمىديد كه برايش يك خطر به شمار آيد. به همين رو قدرت عظيم صهيونيستى وارد جنگى شد كه گويا در سايه با اشباحجنگد. تمامى بخشهاىصهيونيستى دچار وحشت و سراسيمگى شدند. اين وضعيت از ميدان نبرد به عرصه سياست و اتاقهاى عمليات كشانيده شد و در نهايت خواستههاى گسترده مردمى مبنى بر استعفاى دولت و بركنارى رئيس ستاد ارتش- كه متهم است سهام خود را پيش از شروع جنگ، به سرعت فروخته است.- و بركنارى فرمانده منطقه شمال را به دنبال داشت. فرمانده منطقه شمال پس از وارد آمدن فشارهاى روانى و معنوى فراوان به اتهام عملكرد نامناسب و سفاهت، استعفاى خود را ارائه داد.
پيش از اين موشه دايان، وزير جنگ سابق اسرائيل، به ويتنام رفته بود تا با مشاركت در جنگ نيروهاى امريكايى بر ضد انقلابيون ويتنامى، شيوههاى جنگ موسوم به «جنگ مردمى» را فراگيرد تا ارتش اسرائيل آمادگى رويارويى با فلسطينىها را داشته باشد. اما دان حالوتس اين تجربه را نداشت. دان حالوتس در ساعات اوليه بمباران هوايى لبنان، فقط از رزمندگان حزب الله اين را فهميد كه دشمن نامرئى را بمباران مىكند و به دنبال تخريب موشكهايى است كه نمىداند كجا مستقر هستند. لذا هدف اصلى خود را تخريب خانههاى مسكونى، كشتار كودكان، زنان و سالمندان قرار داد و با سردرگمى پس از جنگ مىپرسد كه نقاط ضعف و خلل اين جنگ كدامند؟! اين سردرگمى به مردم اسرائيل نيز سرايت كرده است. ٧٠% اسرائيلىها در آغاز جنگ درحاليكه موجى از لجبازى و ترس بر آنان حاكم بود، با شروع اين جنگ موافق بودند. چراكه اسرائيلىها اينگونه تربيت شدهاند كه هركجا با خطر مواجه مىشوند، ارتش را راه حل مطمئن و قطعى تلقى مىكنند و اين ارتش نيز امنيت را برايشان به ارمغان مىآورد تا به زندگى عادى خود ادامه دهند و همين ارتش در سرزمين ديگران جنگ افروزى و به از بين بردن و تخريب زندگى، منافع و حيات آنان مبادرت مىورزد. براى اولين بار اسرائيلىها در اين جنگ غافلگير شدند.
آنان، از اين جنگ به عنوان جنگ ششم ياد نمىكنند، بلكه آنرا جنگ اول و حقيقى مىدانند كه به عمق شهرها و شهركهاى صهيونيستى وارد شد و به گردشگاهها و مراكز توريستى حمله و نيز