جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٤١
ارتشى كوچك از انسانهاى مؤمن، فرمانبر و مصمم به جنگ ما آمد تا به ما بگويد دمكراسى و لذتخواهى ما فاسد است و جامعهى ولنگار و دوستدار زندگى نمىتواند در خاورميانهاى افراطى به حيات خود ادامه دهد.» «١» اين ارزيابىهاى منفى از نتايج جنگ وحشيانه بر ضد لبنان از سوى وزير جنگ سابق اسرائيل موشه آرنس (عضو ليكود) نيز بيان شده است. وى در گفتگو با خبرگزارى فرانسه چنين مىگويد: «اين جنگ براى اسرائيل، شكست بود. دست كم اين تصويرى است كه در جهان عرب به وجود آمده است و اين مهم است.» وى مىافزايد: «يورشى كه يكى از برجستهترين اهدافش «تأكيد مجدد بر توان بازدارندگى اسرائيل» بود از اين جنبه كاملًا شكست خورده است. چراكه باور رايج در جهان عرب مبنى بر اينكه هيچ ائتلاف مسلحانه نمىتواند به اسرائيل ضربه بزند، متزلزل شد.» ديويد مناشرى (مورخ) معتقد است كه «اصلىترين تهديدى كه امروزه متوجه اسرائيل مىباشد، برنامه هستهاى ايران است. در حاليكه اين جنگ (لبنان) ثابت كرد كه توان نظامى به تنهايى نمىتواند به نزاعها پايان دهد.» «٢» كارشناس امور استراتژيك، رؤوفين بدهتسور نيز معتقد است كه نبرد روز غفران در سال ١٩٧٣ در خاطره و ذهن جمعى اسرائيل اينگونه نقش بسته كه نقطه عطفى بود كه «پس از آن اعتماد مردم به ارتش اسرائيل از بين رفت.» وى در ادامه مىافزايد: «هنوز زمان اين ارزيابى نرسيده كه آيا از جنگ دوم لبنان به مثابه خط شكستى ياد خواهد شد كه مردم را از توهم توان نظامى نامحدود ارتش اسرائيل بيدار مىكند؟» تحليلگر اسرائيلى عوزى بنزيمان در هاآرتص همين مفهوم را اينگونه مىنگارد: «اسرائيل به برنامه ملى جديد و چالش جديدى نياز دارد، ... هدف نهايى براى اسرائيل ايجاد روابط جديد با جهان عرب مىباشد.» به اعتقاد وى اين جنگ «مسئوليت رهبرى مردم به سوى جنگ ٣٣ روزه ١٥١ فصل سوم تأثير پيروزى لبنان بر مقاومت فلسطين ص : ١٤٩ لحظه جدايى از جولان و كرانه باخترى را بر دوش دولت- با هر تركيب سياسى كه باشد- مىگذارد.» «٣» شلومو بن عامى وزير خارجه سابق اسرائيل معتقد است اين مژده وجود دارد كه «شايد جنگ اخير احتمال سازش سياسى را به دنبال داشته باشد. در حاليكه شرايط توازن در ميدان نبرد و آشكار شدن