جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٢٦
١. غافلگيرى و سرعت عمليات: اين شيوه معمولًا به نفع آغازگر جنگ مىباشد. در مورد لبنان مىتوانيم بگوييم كه حزب الله از گام سريع اسرائيل در آغاز جنگ گسترده (پس از عمليات اسارت دو سرباز اسرائيلى)، غافلگير شد. سخنان دبير كل حزب الله نيز چنين ادعايى را تأييد مىكند. وى بارها تأكيد كرده كه به دنبال جنگ و يا تنش نبوده، بلكه از اين رويارويى هدف مبادله اسرا- همان هدف رويارويىهاى گذشته- را دنبال مىكرده است. اما مهمترين اهداف اسرائيلىها و امريكايىها از اين جنگ ضربه زدن به استراتژى بازدارندگى و موازنه وحشتى است كه حزب الله آن را ايجاد و يا فرض نموده تا محاسبات خود را بر اساس آن پايهگذارى كند. هدف بعدى آنان از بين بردن ساختار تشكيلاتى و زيرساختهاى جنگى حزب الله بود.
٢. به كارگيرى شيوه بمباران تصاعدى، چه در بعد گزينش اهداف و چه از بعد سلاح به كاررفته و اثر ويرانگرى آن در بمبارانها. به ظاهر اين هدف به منظور به دست آوردن نبض حزب الله و ميزان آمادگى او براى جنگ صورت مىگرفت. نيز اين اقدام براىبررسى اين بود كه آيا حزب الله درصدد تكميل جنگ و درگيرى است و يا اينكه آمادگى تسليم در برابر شرط هاى تعيين شده از سوى اسرائيل را دارد.
٣. تخريب اكثر پلهاى لبنان به ويژه پلهايى كه شاهراه ارتباطى بودند. همچنين راههاى ارتباطى سريع ميان شهرها و يا روستاها. به ظاهر اين اقدام با هدف تحقق دو مسأله انجامشد:
الف) قطع راههاى ممكن و يا احتمالى براى امداد رسانى؛ كه ممكن بود حزب الله براى پشتيبانى از تحركات لجستيكى خود به آن متوسل شود. چراكه اسرائيل- همانگونه كه در بالا گفته شد- با ايجاد جدايى ميان عناصر حزب الله كه در مناطقى دور از مرزها مستقر بودند، و تلاش براى ممانعت و يا دست كم به تأخير انداختن آنان در رسيدن به جنوب، حزب الله را دچار غافلگيرى كرده بود.
ب) تجزيه لبنان به مناطق مجزاى از يكديگر و محاصره بيشتر مردم لبنان در اين بخشها.
هدف از اين اقدام ايجاد فشار شديد روانى، اجتماعى و طايفهاى بود تا ساختار اجتماعى لبنان- به ويژه حاميان حزب الله- از هم پاشيده شود. به ويژه اينكه در پىسياست خردكردن لبنان، بخشهاى به وجود آمده پس از گذشت چند روز از جنگ و به دليل عدم آمادگى براى جنگ، با كمبود و فقدان غذا، دارو و آشاميدنىها روبرو خواهند شد.