جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٢١
جبران، ميان اسلام به عنوان يك دين و تمدن و ميان فرهنگ جهانى شدن و مدرنيسم و چالشهاى مربوطه، فراهم مىآيد.
اسلام جهادى- كه در انقلاب اسلامى ايران و به طور خاص حزب الله لبنان متجلى است- خود را بين دو لبه قيچى محصور مىبيند. يكى از اين لبهها باور جنگ پيشگيرانه مىباشد كه روش بنيادين تفكر استراتژيك نومحافظهكاران امريكا و انگليس است، لبه ديگر اين است كه اعراب- از روى عمد و قصد- نتوانستهاند دو مفهوم ابهامآلود «خشونت و تروريسم» را دوباره و براساس مبانى جديد تعريف نمايند. مفهومى كه مقاومت لبنان و فلسطين به آن متهم مىشود.
به تعبير ديگر تا زمانى كه آگاهى شرقىها و غربىها تغيير نكند و نپذيرند كه «خشونت و تروريسم» يك ويژگى فرهنگى غيرقابل تغيير و يا جبر تاريخى تغييرناپذير نمىباشند، بلكه اين دو ثمره شرايط و علل مادى و واقعىاند كه مىتوان با درك و تحليل اين شرايط و علل، به آسانى و با عقل و خرد واقعبينانه آن را مرتفع كرد؛ البته عقل و خردى كه براى خصوصيتها، حقوق مشروع و انسانى ديگران احترام مىگذارد، [مقاومتهاى بحق مانند مقاومت لبنان و فلسطين، باز هم متهم خواهند بود]. «١»