جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٢
بنابراين اسرائيل پيوسته در راستاى از هم گسستن روابط قومى، دينى و منفعتگرايانه اعراب، تلاش مىكند به آنان مقهور بودن و عقبماندگى را تلقين نمايد. «يهوشواع ساغى» رئيس دستگاه اطلاعات نظامى اسرائيل مىگويد: «پيروزى و برترى اسرائيل در جنگ با اعراب كافى نيست. بلكه اسرائيل بايد از اين جنگها با سلامت و اطمينان كامل بيرون بيايد. هيچ فرد نظامى نمىتواند اين امر را در زمانى كه جنگ در سرزمين خودش جريان دارد تضمين كند» وى مىافزايد: «ما بايد تمام توان خود را به كار بنديم و اجازه ندهيم جنگ، ساختار قوميتى ما را دگرگون كند.» «١» بىترديد در لايههاى پنهان اين سخن تلاش براى سرپوش گذاشتن بر اهداف توسعهطلبانه و برآورده كردن طمعها و اوهام دينى، تاريخى، نظامى و راهبردى اسرائيل از راه برترى و غلبه مشاهده مىشود. كسى كه در تاريخ اسرائيل، از زمان پيدايش آن تاكنون تحقيق كرده باشد، در سياستهاى اين رژيم در برابر كشورهاى دور و نزديك منطقه، روح و شاخصه توسعهطلبى را به خوبى لمس مىكند. اين سياست از راه برپايى جنگها و تجاوزاتى است كه به طور دورهاى- بى دليل و يا با دليل- با تكيه بر برترى نظامى و ديپلماتيك و نيز در راستاى اصول مرتبط به امنيت ملى اين رژيم، دنبال مىشود.
در اين راستا اسرائيل پيوسته به صورت روشمند و مطالعه شده تلاش مىكند در جامعه جهانى به عنوان قربانى هميشگى و هدف دائمى «تروريسم» موهوم عربى و اسلامى ظاهر شود و از اين راه حمايت و تأييد نظامى، مالى و ديپلماتيك كشورهاى غربى به ويژه امريكا را با خود همراه نمايد. اين طرح ناشى از وضعيت روان پريشانه گروهى حاكم بر جامعه اسرائيل و نيز ناشى از وجود عقده ناتوانى در پذيرش ديگران به ويژه اعراب و احترام به هستى، انسانيت و حقوق انسانها مىباشد. شاهد بر گفتار ما سلسله كشتارهاى وحشيانهاى است كه جوخههاى ترور- خواه رسمى و غير رسمىِ- اسرائيل در ديرياسين، صبرا و شتيلا، جنين و قانا مرتكب مىشوند.
جنايات اسرائيلىها در روستاهاى جنوب لبنان و حومه بيروت در جنگ اخير (٢٠٠٦) به بهانه حمله به مقاومت نيز شاهدى ديگر بر اين ادعاست.
نتايج پژوهش انجام شده توسط دانيل بارتال «٢» از دانشگاه تل آويو تأييد كننده اين نگاهباشد.