جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١١٧
درج نام اين حزب در ليست ترور، بىتفاوت بود. هيچ كس فرايند بسيج جمعى اعراب و جهانيان در شرم الشيخ را از ياد نمىبرد: در سال ١٩٩٦ در اين اجلاس تلاش شد تا طرحى راهبردى و جامع براى مبارزه با جريان به اصطلاح، تروريسم ارائه شود. اين طرح كه به مبارزه با مقاومت در لبنان و فلسطين اشاره داشت، در پى شكست و رسوايىاسرائيل در عمليات خوشههاى خشم و جنايات قانا و ... مطرح مىگرديد.
در راستاى اين رويارويى بر سر وجود، سوريه به عنوان كشورى كه از نظر راهبردى و به دليل تحولات داخلى، هدف و مورد توجه مىباشد، به اهميت ايران و انقلاب اسلامى و ايستادگى سرسختانه اين كشور در برابر زياده خواهى امپرياليسم- حامى صهيونيسم و طرحهاى توسعهطلبانه آن در قدس، كرانه باخترى، غزه، جولان، جنوب لبنان و حتى صحراى سينا- به خوبى پى برد. اولين نشانههاى وضعيت جديد استراتژيك منطقه پس از عقبنشينى اشغالگران از بخشهاى زيادى از اراضى جنوب لبنان در طرح جديد اسرائيل نمايان شد.
اسرائيل براى اينكه بهانه را از دست مقاومت بگيرد و پيمان بين ايران، سوريه و حزب الله و حماس و جهاد اسلامى و ديگر گروههاى فلسطينى مبارز از هم گسسته شود، از بخشهاى مشخصى از اراضى فلسطين عقبنشينى كرد. اما اسرائيلىها و بسيارى از اعراب معتقد بودند كه دوره جنگهاى طولانى مدت و بزرگ به سر رسيده و جاى آن را حملات جزئى و موضعى با وارد آوردن ضربات تاكتيكى گرفته است. اين ضربهها، از پيش مطالعه شده، با اندازه و مدت مشخص و با نتايج استراتژيك مشخصى صورت مىگيرند. به عنوان مثال مىتوان به يورشهاى جزئى و بمبارانهاى ويرانگر محدود و فلج كردن هرگونه تلاش و فرصت توسعه و تحول در خاورميانه اشاره كرد. بمباران نيروگاههاى هستهاى عراق، بمباران ليبى و سودان و سپس جنجال بر سر پرونده هستهاى ايران و هشدار به سوريه نسبت به در اختيار داشتن سلاحهاى پيشرفته و نيز يورشهاى مكرر اسرائيل به لبنان، نمونههاى بارز اين طرح مىباشند.
اين استراتژى اسرائيلى- صهيونيستى براى برون رفت از اين بن بست سياسى از طرحى دو بعدى پرده برداشت: اول: اقدام به عقبنشينىهاى محدود از غزه و سينا، دوم: پياده سازى طرح خاورميانه جديد مبتنى بر اصل عادى سازى روابط با اسرائيل. منطق حاكم بر اين پروژه مبتنى بر اين نظريه مىباشد كه اگر منافع جمعى و مشترك ميان اعراب و اسرائيل پديد آيد،