جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٥
وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لَايَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ ...» «١» آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد كردن مسجد الحرام را همانند [كار] كسى پنداشتهايد كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورده و در راه خدا جهاد مىكند؟ [نه، اين دو] نزد خدا يكسان نيستند ...
اينها مواردى از علل و انگيزههاى تخلّف بود. امّا متخلفان معمولًا سعى در پنهان داشتن انگيزه واقعى داشته و عذرها و بهانههايى براى خود مىتراشند تا از زشتى كار بكاهند و عمل خود را در انظار توجيه كنند. قرآن كريم به مواردى از اين بهانه جويىها اشاره دارد.
«وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَاراً» «٢» و گروهى از آنان از پيامبر اجازه مىخواستند و مىگفتند: خانههاى ما بى حفاظ است [ولى خانههايشان] بى حفاظ نبود. آنان جز گريز از جهاد چيزى نمىخواستند.
«سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا ...» «٣» بر جاىماندگان باديه نشين به زودى به تو خواهند گفت: اموال و كسانمان ما را گرفتار كردند [و نتوانستيم در جهاد حاضر شويم] «وَمِنْهُم مَن يَقُولُ ائْذَن لِى وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِى الْفِتْنَةِ سَقَطُوا ...» «٤»