جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٦
بنابر اين هرگاه رهبر و امام مسلمين تشخيص دهد و امر كند بر همه مسلمانان- به صورت كفايى- واجب است كه با بغات و آنهايى كه امنيّت و نظام اسلامى را گرفتار آشوب نموده و به مخالفت با امام مسلمين دست مىزنند، پيكار و جهاد كنند تا آنها را به سوى هدايت باز گردانند و جامعه را از خطر آشوب و افساد آنها برهانند.
اقسام بغات؛ باغيان بر دو دستهاند:
١- شورشيانى كه داراى تشكيلات و هسته مركزى بوده و در صورت شكست، مجروحيت و فرار دوباره آنها را تجهيز كرده و به صحنه نبرد گسيل مىدارند. مثل معاويه و طرفدارانش در جنگ صفين.
٢- شورشيانى كه اصولًا فاقد تشكيلات بوده يا در حين جنگ تشكيلات و هسته مركزى آنها متلاشى شود. مثل خوارج كه تشكيلات و هسته مركزى معتبرى نداشتند و نيز مانند اصحاب جمل كه تشكيلات و هسته مركزى ايشان در جنگ متلاشى گرديد.
طلحه كشته شد زبير صحنه نبرد را ترك كرد و عايشه دستگير شد.
از نظر احكام تفاوتهايى در جنگ با اين دو گروه وجود دارد؛ مثلًا فراريان دسته اوّل مورد تعقيب قرار مىگيرند و مجروحانشان كشته مىشوند. امّا فراريان دسته دوم تعقيب نمىشوند و مجروحانشان كشته نمىگردند. «١»