جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤
ناصحيح عليه امام شورش مىكنند و كفر بر آنها عارض مىشود. مانند ناكثين، قاسطين و مارقين كه در برابر اميرالمؤمنين عليه السلام قرار گرفتند و به دليل كجفهمى و انحراف فكرى يا دنيادوستى و مقامپرستى و يا به خاطر عدم تحمل عدالت على عليه السلام (با علم به حقانيت آن حضرت) بر عليه او شورش نموده و گرفتار كفر گشتند.
اصبغ بن نباته نقل مىكند: شخصى نزد على عليه السلام آمد و عرض كرد: اى امير مؤمنان! اينهايى كه با ايشان مىجنگيم همچون ما مخاطب يك دعوت هستند، پيامبرمان يكى است نمازمان يكى است، حجّ ما و آنها يكى است. پس جنگ با آنها را چه بناميم (و با چه ملاكى با آنها بجنگيم و ريختن خون آنها را مباح بدانيم)؟
حضرت در جواب فرمود: اينها را به همان چيزى كه خدا در قرآن فرموده نامگذارى كنيد. آن مرد گفت من همه قرآن را مىدانم (وليكن نديدهام جايى از اينها اسم برده باشد).
حضرت فرمود آيا نشنيدهاى:
«تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ ... وَلَوْ شَاءَ اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُم مَن آمَنَ وَمِنْهُم مَن كَفَرَ» «١» اين پيامبران برخى از ايشان را بر برخى ديگر فضيلت داديم ... و اگر خدا مىخواست پس از فرستادن انبياء و معجزات آشكار، مردم با يكديگر خصومت و قتال نمىكردند ولكن آنها اختلاف كرده پس بعضى از آنها ايمان آورده و بعضى ديگر كافر شدند.
آن گاه حضرت فرمود: هرگاه اختلافى واقع شد ما سزاوارتريم نزد خدا و به دين خدا و رسولش و به كتاب آسمانى و حق اوْلى هستيم، آن گروهى كه ايمان آوردهاند ما هستيم، و آنها كسانى هستند كه كفر ورزيدند و خداوند از ما خواسته است كه با آنها بجنگيم و ما