جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤
دشمن خود و دشمن پنهانتان را بترسانيد-. پس هدف از اين «آمادهباش» آن است كه دشمن را از فكر تجاوز به مرزهاى قوانين الهى و حدود عقيده و آزادى باز داريم، و غرض از تجهيز قوا به وحشت افكندن و تهديد دشمن است نه فقط جنگ با او تا حضورش فعلًا لازم باشد اين ترس و هراس سبب مىشود تا بدخواهان جرأت جنگيدن با مسلمانان را نداشته و حتّى فكر آن را نيز در سر نپرورانند. پس اگر اكنون هم دشمنى مسلمانان را تهديد نكند، باز هم آمادگى به اندازه كفايت براى نبرد احتمالى بر مكلفين واجب است، تا در موقع لزوم، آن را به كار اندازند، و از دين خدا و جان خود دفاع نمايند و قبل از وقوع جنگ موجب وحشت دشمن باشند.
آمادهباش عمومى فرمان «اعِدُّوا» كه صيغه جمع و امر است خطاب عامى است به تمام مؤمنان در طول تاريخ كه به اندازه توانشان اسلحه و جنگافزار و ديگر امكانات لازم را براى رويارويى با دشمن- چه فعلى و چه احتمالى- فراهم سازند.
خطاب قرآن به همه مؤمنان، در هر زمان و مكان و موقعيت است و موضوع خطاب، يك دستور العمل نظامى براى جنگ معينى نيست بلكه قانونى كلى براى حفظ سيادت مسلمانان در نسلهاى پياپى است.
حدود تكليف براى آمادگى و توانمندى مقصود از فراهم كردن نيرو و امكانات براى جهاد اين نيست كه اگر توان مسلمانها به اندازه توان دشمن يا بيشتر از آن شد جهاد واجب مىشود و اگر كمتر از آن شد جهاد ديگر واجب نيست بلكه وظيفه مسلمانها اين است كه به اندازهاى كه مىتوانند ايجاد آمادگى نموده و امكانات براى مقابله با دشمنان فراهم نمايند و در هر صورت از كيان خود دفاع كنند.
اگر مسلمانان در جنگ بدر چشمانتظار ايجاد موازنه قدرت مىنشستند هرگز آن موفقيت چشمگير را به دست نمىآوردند كه با امدادهاى غيبى دشمن را به خاك مذلت نشانند.