جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩
به تعبير ديگر جنگ روانى عبارت است از به كارگيرى تبليغات و ساير اقدامات برنامهريزى شده كه مقصود آن نفوذ در عقايد، احساسات، حالات و رفتار نيروهاى جبهه مقابل است.
ديدگاه اسلام هدف اسلام هدايت مردم است و در حد امكان از خونريزى و كشتار پرهيز مىكند، و جنگ روانى نيز چه بسا نياز به درگيرى مسلحانه را مرتفع نموده يا از طول مدت و استمرار آن بكاهد از اين جهت مىتواند مورد نظر اسلام باشد.
علاوه بر اين با توجّه به دستور قرآن مجيد «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ» «١» مقابله به مثل در برابر تهاجم روانى دشمن مجاز مىباشد چنان كه سيره پيشوايان معصوم در استفاده از اين شيوه- كه به نمونهاى از آن اشاره خواهيم كرد- خود دليلى بر جواز بهره بردن از اين نوع جنگ در درگيرى با دشمنان است وليكن اسلام همه شيوهها را در جنگ روانى چه به عنوان تهاجم و چه به عنوان دفاع مجاز نمىشمارد مثلًا يكى از شيوههاى معمول دشمنان در اين زمينه ترويج فحشاء و فساد است كه اسلام اين گونه شگردها را قبول نداشته و حتّى نسبت به دشمنان از اعمال اين شيوهها خوددارى مىورزد، چنان كه مثله كردن كشتگان و اسيران را اجازه نمىدهد اگر چه طرف مقابل به چنين كارهاى ناهنجارى دست بزند.
سيره پيشوايان در فتح مكه تا هنگامى كه مسلمانان در «مرّ الظهران» فرود آمدند هيچ گونه اطلاعى از مسير و حركت رسول خدا به قريش نرسيده بود، پيامبر (ص) شبانگاه در مرّ الظهران به ياران خود فرمان داد كه هر شخصى آتشى بيفروزد و مجموعاً ده هزار آتش افروخته