جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤١
برپاكردن عدالت اجتماعى و از بين بردن طبقات ستمگر است از اين جهت قرآن تا جايى اعمال خشونت را در جنگ جايز مىداند كه بدان وسيله شرّ دشمن دفع گردد و فتنه و آشوبى نماند.
اسلام دست زدن به كارهايى از قبيل ويرانگرى، آتشسوزى، استفاده از سم، بستن آب روى دشمن، كشتن زنان و كودكان، كشتن پيران و از كار افتادگان و همه كارهايى را كه بر خلاف شرف و مروّت انسانى است ممنوع ساخته است. مسلمانان نيز از اين اعمال پرهيز كردهاند. حال آن كه دشمنان اسلام تمام اين اعمال ضد بشرى را در طول تاريخ و حتى در عصر تمدن درخشانِ امروز (!) به شديدترين وجه و با قساوت تمام انجام دادهاند.
مراعات اصول اخلاقى و انسانى نسبت به خودى على (عليه السلام) در مورد روابط فرمانده و سربازانى كه در مرزها مستقر بودند به يكى از فرماندهان سپاهش نوشت:
«بر والى و زمامدار لازم است به سبب نعمتهايى كه به او رسيده و به جهت برترى بزرگ و مقام خاصى كه نصيب او گرديده خود را حفظ كند و حال او نسبت به توده مردم دگرگون نشود (سرمستى رياست، او را مغرور نسازد به طورى كه از حال ديگران غافل بماند)؛ بلكه بر او لازم است به پاس نعمتى كه خداوند از اين بابت نصيبش كرده به بندگان خدا بيشتر نزديك گردد و نسبت به برادران مؤمن خود عطوفت و مهربانى بيشترى ابراز دارد» «١» علاوه بر سفارش سربازان و مراعات حال ايشان از سوى فرماندهان، در مورد سرزمينهايى كه سپاه از آنجا عبور مىكند و ممكن است مشكلاتى براى مردم آنها به وجود آيد امير مؤمنان عليه السلام مطالب لازم را به لشكريان گوشزد و توجيهات لازم را