جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٠
عمر بنخطاب شروع شد و اسماء مجاهدان در دفاترى ثبت گرديد «١» سپس در عصر اميرالمؤمنين عليه السلامدقيقتر شد. طبرى مىنويسد: درسال ٣٧ هجرى على بن ابى طالب (ع) براى مردم خطبه خواند و فرمود: من از شما مىخواهم كه رئيس هر گروهى تعداد مجاهدانى كه در قبيلهاش وجود دارند و نيز فرزندان آنها را كه به سنّ رزمندگى رسيدهاند و تعداد بردههاى قبيله و موالى (بردههاى آزاد شده) را بنويسند و به ما برسانند.
در نتيجه بزرگان قبائل اين آمارها را تهيّه كرده و به حضرتش رسانيدند، كه آمار كلّى به اين شرح به دست آمد. تعداد مجاهدان چهل هزار نفر، فرزندان بالغ ايشان هفده هزار نفر، تعداد بردهها و موالى هشت هزار نفر و تعداد كلّ نيروهايى كه براى آن حضرت فراهم شد ٦٨٢٠٠ نفر بود. «٢» از برخى كلمات آن حضرت نيز استفاده مىشود كه نظامىگرى در زمان حضرتش به صورت حرفه خاص در آمده و لشكريان مشخص و متمايز بودند.
واعْلَمْ أَنَّ الرَّعِيَّةَ طَبَقاتٌ لا يَصْلَحُ بَعْضُها إلَّا بِبَعْضٍ وَلا غِنى بِبَعْضِها عَنْ بَعْضِ، فَمِنْها جُنُودُ اللَّهِ وَمِنْها كُتَّابُ العامَّةِ والخاصَّةِ وَمِنْها قُضاةُ الْعَدْلِ ...» «٣» «بدان! مردم از گروههاى مختلف تشكيل يافتهاند كه هر كدام جز به وسيله ديگرى اصلاح نمىشوند و هيچ كدام از ديگرى بى نياز نيستند (اين گروهها عبارتند از:) لشكريان خدا، نويسندگان و دبيران عمومى و ويژه، قضات دادگستر و ...» «فَالْجُنُودُ بِإِذْنِ اللَّهِ حُصُونُ الرَّعِيَةِ وَعِزُّ الدّينِ وَسُبُلُ الْأَمْنِ» «٤» لشكريان به اذن خداوند، حافظان و پناهگاه رعيتاند، زينت زمامداران عزّت و شوكت دين و راههاى امنيّتاند».