جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٢
وفادارى به پيمان مراجعه به تاريخ زندگى انسان به ويژه از جهت ارتباط جوامع و دولتها با يكديگر نشانگر اين موضوع مهم است كه براى برقرارى آرامش و تأمين امنيت، نيازمند انعقاد پيمانها و تعهدات مىباشد و بدون آنها صلح و آرامش امكانپذير نيست.
امّا مشكل عمده در زمينه اين تعهدات به خصوص در عصر حاضر عمل كردن به مواد و استمرار آن مىباشد؛ زيرا تا هنگامى كه توازن قوا بين طرفين برقرار است به پيمان عمل مىشود امّا با به هم خوردن اين توازن به سود يك طرف، طرف قوى به سرعت در راه نقض عهد پيش مىرود و آنچه را مؤكداً به وفادارى نسبت به آن متعهّد شده است زير پا مىگذارد. و اين امر حاكى از آن است كه مقصود اين گونه دولتها و جوامع از صلح خواهى تنها وسيلهاى است كه در هنگام ناچارى و ضرورت به آن دست مىيازند. و در واقع صلح و آرامش اصل حاكم بر ايشان نيست بلكه آنچه در نظر آنها اصل است منافع مادّى و حياتىشان است چرا كه زندگى دنيا را ايستگاه اوّل و آخر تلقى و مسائل اجتماعى، سياسى و اخلاقىشان رابر اين مبنا استوار كردهاند؛ از اين رو به اندازهاى كه در توان داشته باشند از زيادهطلبى و توسعه مستلزم تجاوز خوددارى نمىكنند؛ به عبارت ديگر ارزشهاى معنوى در ميان آنها، جز به مقدارى كه در خدمت مصالح مادى و منافع اجتماعى آنها درآيد، وضرر و مفسدهاى را از دنياى آنها برگرداند موقعيّتى ندارد.
امّا نظر اسلام دقيقاً بر خلاف اين نوع تلقى بوده و با آن مباينت دارد، چرا كه اسلام زندگى دنيا را، تنها يك مرحله از زندگى انسان به حساب مىآورد نه تمام آن و اين بدان معنى نيست كه اسلام به زندگى دنيا بى توجّه است، زيرا انسان را متشكل از جسم و روح و مادّه و معنى مىداند و به صورت متعادل و واقعى بدون افراط و تفريط حق هر دو را ادا كرده، براى وسايل و راهها (مانند دنيا، ماديات، نيروهاى انسان و ...) به اندازه خودش وبراى هدف و نهايت و ابديّت نيز به اندازه خودش ارزش قائل شده است.
پس ملاك و مدار در اسلام بر مبناى حق است نه نفع، و پيروى از حق لازم و