جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٦
و از آنان كسى است كه مىگويد: مرا [در ماندن] اجازه ده و به فتنهام مينداز هشدار كه آنان خود به فتنه افتادهاند! ...
پيامدهاى تخلف پيامدهايى كه براى فرار بيان گرديد در مورد تخلف نيز وجود دارد؛ افزون بر آن بايد گفت تلاش اجتماعى متخلفان براى شكست جبهه حق بيش از فراريان است؛ فرارى تلاش در نجات جان خود دارد امّا متخلف سعى مىكند كسان بيشترى را به تخلف وادارد و شركاى جرم بيشترى براى خود دست و پا كند:
«وَإِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ يَاأَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا ...» «١» و چون گروهى از آنان گفتند: اى مردم مدينه، ديگر شما را جاى درنگ نيست، برگرديد ...
«قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنكُمْ وَالْقَائِلِينَ لإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا ...» «٢» خداوند مىشناسد كارشكنان (و مانع شوندگان) را و آن كسانى كه به برادرانشان مىگفتند نزد ما بياييد ...
در واقع اگر نتيجه كار فراريان به سود دشمن تمام مىشود، متخلفان كمك مستقيمى براى دشمن هستند و به ستون پنجم تبديل مىگردند. مطالعه تاريخ جنگ احد، احزاب، صفين و نقش متخلّفان در آنها اين مطلب را براى ما آشكار مىكند.