جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٤
اى كسانى كه ايمان آوردهايد شما را چه شده است كه چون به شما گفته شود در راه خدا بسيج شويد كندى به خرج مىدهيد؟ آيا به جاى زندگى آخرت به زندگى دنيا دل خوش كردهايد؟! «... وَقَالُوا لَاتَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ» «١» (بر جاى ماندگان و متخلفان) گفتند: در اين گرما بيرون نرويد. بگو- اگر مىفهمند- آتش جهنم سوزانتر است.
٣- هراس از مرگ:
«فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ» «٢» آيا نديدى كسانى را كه به آنان گفته شد [فعلًا دست [از جنگ] بداريد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد، ولى همين كه كارزار بر آنان مقرر شد، بناگاه گروهى از آنان از مردم [: مشركان مكه] ترسيدند مانند ترس از خدا يا ترسى سختتر. و گفتند:
پروردگارا، چرا بر ما كارزار مقرر داشتى؟ چرا ما را تا مدتى كوتاه مهلت ندادى؟ ...
٤- فقدان شعور مذهبى: برخى افراد به ظاهر مذهبى هستند و خود را اهل دين نشان مىدهند امّا شناخت كامل نسبت به دين ندارند و در ميان احكام دين، انتخابى برخورد مىكنند. مثلًا به بهانه اشتغال به عبادت يا رسيدگى به مستمندان و امثال آن خود را از زحمت جهاد فى سبيل الله مستغنى مىدانند قرآن مجيد اين گونه اعمال را برابر با جهاد نمىداند و درجه مجاهد را بسيار برتر معرفى مىكند.
«أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ