جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧
همه مؤاخذ و معاقب مىباشند و چون مفاسد آن دامنگير همه مىشود، بنابر اين بر همه واجب است كه در انجام آن كوتاهى نكنند.» «١» البته واجب كفايى بعضى اوقات بر حسب مقتضيات به واجب عينى مبدل مىشود مثلًا نماز ميت واجب كفايى است ولى هرگاه جز يك نفر حاضر نبود، تبديل به واجب عينى مىشود. جهاد نيز اين گونه است كه در بعضى مواقع بر بعضى افراد واجب عينى مىشود مانند آنكه امام شخص يا اشخاص خاصى را به خاطر اقتضاء مصلحتى كه در خصوص آن افراد هست مُعَيناً به جهاد فراخواند يا كفايت نكردن كسانى كه مشغول جهادند از دفع دشمن مگر به طور اجتماع و اتفاق، يا شخص به واسطه نذر و عهد بر خودش معين ساخته باشد. «٢» از اين جهت قرآن كريم در اوايل هجرت پيامبر به مدينه و تشكيل حكومت اسلامى كه تعداد مسلمانان در مقابل كفار و مشركان اندك بود به كسى اجازه تخلف از جنگ را نمىدهد و مىفرمايد:
«مَاكَانَ لْأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِنَ الْأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُوا عَن رَسُولِ اللّهِ وَلَا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَن نَفْسِهِ ...» «٣» اهل مدينه و عربهاى باديهنشين اطراف آن را نرسد كه از [فرمان] پيامبر خدا سر باز زنند و جان خود را عزيزتر از جان او بدانند ...
اين آيه مربوط به جنگ بدر است «٤» كه در اوايل تشكيل حكومت اسلامى در مدينه، اتفاق افتاد.