جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦
در راه خدا جهاد مىكنند برابر نيستند. خدا كسانى را كه به مال و جان خويش جهاد مىكنند، بر آنان كه از جنگ سر مىتابند به درجه و مرتبهاى برترى داده است. و خدا همه را وعدههاى نيكو داده است ...
از اين آيه به روشنى استناد مىشود كه جهاد واجب عينى نيست زيرا اگر واجب عينى باشد كسانى كه جهاد را ترك گويند مجرم و گنهكارند و اجر و پاداش براى آنها نيست در حالى كه آيه شريفه به هر دو گروه يعنى مجاهدان و واپسنشستگان وعده نيكو داده است گرچه فضيلت مجاهدان بسيار برتر است؛ پس آن گروه از واپسنشستگان كه به آنها وعده نيكو داده شده است كسانى هستند كه جهاد بر ايشان به صورت مشخص و عينى واجب نبوده و براى نبرد با دشمنان نيرو به اندازه كافى موجود بوده است.
و آيه شريفه «وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً ...» «١» و (هنگام جنگ) نبايد مؤمنان همگى بيرون روند (و پيغمبر را تنها بگذارند) ...
چنان كه از مفهوم آيه معلوم مىشود حركت عموم مؤمنين براى جهاد (در صورتى كه حركت عمومى ضرورى نباشد) نه تنها لازم نيست بلكه در مواقعى لازم است عدهاى در پشت جبهه باقى بمانند.
توضيحى در مورد واجب كفايى: در تعريف واجب كفايى گفتهاند: «واجب كفايى آن باشد كه قصد و غرض اصلى از آن به انجام گرفتن آن توسط شخصى يا اشخاص حاصل شود، و منظور از آن به همه افراد و اشخاص تعلق نگرفته است و يا شخص معينى مُلزَم به انجام آن نباشد. و شكّى نيست كه امورى مانند جهاد، كفايى است كه منظور از آن تنها حفظ اسلام است و همين طور است كفن و دفن و نماز ميت و نجات دادن غريق. اين گونه امور اولًا و بالذّات بر تمام افراد مكلف واجب مىباشد، نهايت موقعى كه به اندازه كافى قيام كردند و آن را انجام دادند از عهده ديگران ساقط مىشود، و اگر اصولًا انجام نشود