جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١
سقوط و هلاكت را نمىدادند گرچه كار به جنگ مىانجاميد. چرا كه بايد جام زهر را از دست جاهلى كه تصور مىكند شهد شيرين است باز ستاند و مريض مشرف به موت را كه به جراحى رضا نمىدهد زير چاقوى جراحى برد و قسمت فاسد را از تن او جدا كرد.
با اين توضيح معلوم شد كه جهاد ابتدايى هم در دايره دفاع قرار مىگيرد امّا نه دفاع از شخص و خاك و امثال اينها بلكه دفاع از حقّ مهمتر و با ارزشتر يعنى دفاع از حق بشريّت.
امام خمينى قدس سره مىفرمايد: «جنگ در اسلام چيزى نيست كه خودش هدف باشد و طرح باشد جنگ براى اين است كه آن زبالههايى كه در سر راه مردم هستند، آنهايى كه مانع از پياده شدن اسلام هستند آنهايى كه مانع ترقى مسلمين هستند آنها را از بين راه بردارد.» «١» «اسلام نيامده كه جنگ بكند، اسلام نيامده كه كشورگيرى كند، اسلام و ساير اديان حق آمدهاند كه مردم را از اين خسران بيرون كنند در حصار ايمان» «٢» علامه طباطبايى قدس سره مىفرمايد: «جنگ چه به عنوان دفاع از مسلمين باشد چه دفاع از اساس اسلام يا جنگ ابتدايى باشد اينها در حقيقت دفاع از حق انسانيت است در حيات انسانىاش. پس در شرك به خدا هلاكت انسانيت و مرگ فطرت انسانى قرار دارد و جنگ كه دفاع از انسانيت است اعاده حيات انسانى و احياء فطرت است بعد از مرگش.» «٣» وقتى سپاه اسلام متوجه ايران شد، رستم فرخزاد، فرمانده سپاه ايران، از نماينده مسلمانان در مورد آيين جديد سؤال كرد. نماينده مسلمانان پس از بيان اصول اسلام، رهانيدن مردم از بندگى انسانهاى ديگر و هدايت به سوى عبادت پروردگار و برقرارى مساوات بين مردم را از اهداف اين آيين بشمار آورد. رستم گفت: اگر، ما اينها را بپذيريم شما برمىگرديد؟ او گفت: آرى به خدا سوگند! «٤»