جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٣
كه آموزشهاى لازم را كسب كنند، يا به اميد اين كه در صورت آتشبس كفّار اسلام را بپذيرند و نيازى به جنگ نباشد. «١» امّا هنگامى كه قرارداد صلح مقتضى مصلحتى براى مسلمانان نباشد مثل آن جايى كه مسلمين داراى قدرت و قوّت باشند و كفّار در موضع ضعف به طورى كه غلبه بر آنها بدون پيش آمدن ضرر مهمى براى مسلمانان امكانپذير باشد در اين صورت آتشبس و صلح قطعاً جايز نيست. «٢» دليل مشروعيت متاركه: علاوه بر آيه شريفه «... فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ ...» «٣» و آيه شريفه «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا ...» «٤» ، اجماع فقها دليل مشروعيت اين نوع صلح است «٥» چنان كه سيره پيامبر (ص) نيز بر اين امر دلالت دارد.
جواز يا وجوب متاركه: اگر مسلمانان در موضع ضعف باشند و كفّار در موضع قدرت، آيا پذيرش آتشبس و متاركه، جايز است؟ يا اين كه براى حفظ مسلمانها از خطر، واجب مىشود؟ كه در اين صورت ديگر جنگ و قتال جايز نخواهد بود.
از سيره رسول خدا (ص) و امام حسين (ع) استفاده مىشود كه ادامه جنگ ولو در صورت ضعف مسلمانان جايز است و استشهاد به آيه «وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» «٦» در مورد جهاد صحيح نيست؛ زيرا موضوع جهاد با شهادت همراه است و لذا در آيه ديگر مىفرمايد «إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمبِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلوُنَ فى