جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٢
مختلف است. آنچه مسلم است اينكه اگر شرائط اصلى مثل شرط اوّل و دوّم كه مقوّم قرارداد ذمّه مىباشند، مورد مخالفت قرار گيرند قرارداد نقض مىشود. «١» متاركه (صلح موقت)
منظور از متاركه (هُدنه و مُهادَنه) كه در زبان فارسى آتشبس گفته مىشود تعهّد بر ترك جنگ به مدّت معيّن مىباشد.
اين قرارداد ممكن است بدون پرداخت چيزى از طرفين انجام گيرد؛ مثل قرارداد صلح حديبيّه كه رسول خدا با مشركان امضا نمود. و ممكن است با دريافت چيزى از كفّار انجام گيرد، و اگر ضرورت اقتضا كند مىشود در مقابل قرارداد متاركه چيزى هم پرداخت كرد. نقل كردهاند كه رسول خدا (ص) در جريان جنگ احزاب به سراغ عينية بن حصن فرستاد كه در مقابل دريافت ثلث خرماى مدينه طايفه غطفان را از همراهى با احزاب منصرف كند؛ «٢» اگر چه اين قرار انجام نپذيرفت وليكن اين اقدام رسول الله صلى الله عليه وآله بر جايز بودن چنين كارى دلالت دارد.
طرف قرارداد در صلح موقت: پيشتر گفته شد كه قرارداد ذمّه و صلح دائم تنها با اهل كتاب و مجوس ميسّر است. امّا طرف قرارداد در صلح موقت و آتشبس، هم ممكن است اهل كتاب و امثال آنها، و هم ممكن است مشركان باشند. «٣» رعايت مصلحت در متاركه: قرارداد آتشبس در صورتى كه داراى مصلحت براى مسلمانان باشد جايز و مشروع است. اين مصلحت ممكن است ناتوانى مسلمانان در مقابل كفّار به جهت كمبود تعدادشان باشد يا به جهت انتظار نيرومندى، مثل اين كه تعدادى ديگر به مسلمانها ملحق شوند يا اينكه تجهيزات و سلاح لازم فراهم آيد يا اين