جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٥
درس دوازدهم: امدادهاى غيبى غيب يعنى نهان، پشت پرده، امورى كه از حواس ظاهرى ما نهان است و پشت پرده محسوسات واقع شدهاند. قرآن كريم ايمان به غيب را از لوازم ايمان و يكى از نشانههاى متقين دانسته و آن را موجب هدايت و بهرهور شدن از معارف خويش قرار داده و مىفرمايد:
«ذلِكَ الْكِتَابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ ...» «١» اين است همان كتابى كه در آن هيچ شكى نيست. پرهيزكاران را راهنماست.
(پرهيزكاران) كسانى هستند كه به غيب [: آنچه از حس پوشيده و نهان است] ايمان مىآورند ...
در بينش الهى، جهان هستى تركيبى از غيب و شهود است. جهان طبيعت را عالم شهادت مىگويند زيرا ما با حواس خود با آن سر و كار داريم و ملموس و محسوس ماست، از اين رو اعتقاد به وجود چنين جهانى نياز به معلم و راهنما ندارد. اما اعتقاد به جهان ملكوت و مافوق طبيعت كه آن را عالم غيب مىنامند به اين سادگى ممكن نيست.
زيرا از محدوده حواس ما خارج است و بايد به كمك نيروى عقل و هدايت و راهنمايى پيامبران الهى، آن را شناخت و به آن ايمان و اعتقاد پيدا كرد. برخى از اين امور غيبى عبارتند از: وجود خداوند و صفات او، فرشتگان، روح، حيات پس از مرگ، برزخ،