جهاد و دفاع در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٨
يك طرف امير مؤمنان و بزرگان از اصحاب، طرف ديگر عايشه ام المؤمنين و طلحه و زبير كه باز از صحابه بودند. ابو زينب ازدى در محضر اميرالمؤمنين عليه السلام به پا خواست و پس از سخنانى عرضه داشت: تو را سوگند مىدهم به آن خدايى كه به تو چيزهايى آموخته كه ما نمىدانيم آيا ما برحق نيستيم و دشمن ما بر ضلالت. امير عليه السلام فرمود: «شهادت مىدهم اگر تو از روى نيّت صحيح براى يارى دين قيام و دوستى با آنها را قطع و برائت از ايشان را اظهار نمودهاى- آن چنان كه گفتى- در اين صورت تو در رضوان الهى هستى، پس مژده باد تو را اى ابو زينب، براى اين كه تو- سوگند به خدا- برحق هستى پس شك نكن تو همانا با احزاب مىجنگى.» به اين وسيله ترديد ابو زينب برطرف شد و شعرى سرود كه سيرُوا الَى الْأَحْزابِ اعْداءِ النّبىّ فَإنَّ خَيْرَ النَّاسِ أَتْباعُ عَلِىٍّ. «١» در مورد ديگر على عليه السلام يك قانون كلّى براى رفع اين گونه ترديدها بيان فرمود، هنگامى كه حارث بن حوط عرضه داشت: آيا طلحه، زبير و عايشه بر باطل اجتماع كردهاند؟! امام فرمود: در اشتباه افتادهاى «إنَّ الْحَقَ وَالْباطِلَ لا يُعْرَفانِ بِأَقْدارِ الرِّجالِ؛ إعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ اهْلَهُ وَاعْرِفِ الْباطِلَ تَعْرِفْ مَنْ أتاهُ» «٢» ؛ حق و باطل با منزلت مردان شناخته نمىشود. حق را بشناس تا اهل آن را بشناسى، باطل را بشناس تا كسانى كه به سوى او مىروند بشناسى.
ب: جنگ روانى جنگ روانى تلاشى است كه هدف مستقيم آن نفوذ و تأثير گذارى از راههاى گوناگون بر باورهاى طرف مقابل است و از آنجا كه جبهههاى مبارزه در جنگ متعدد است و تكيه محض بر فعاليت مسلحانه نيست، اين اصطلاح را از تعريف جنگ مجزا نمودهاند.