فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٣ - ترجمه فرحة الغرى
تجمّلات اديبانه را آن هم باز در حدّ اعتدال به خطبه و مقدّمه اثر وانهاده است. از اين رو، نثر مجلسى در مقايسه با نوشتههاى اثر عموم عالمان عصر صفوى، سادهتر و به فهم نزديكتر است.[١] مجلسى در كار فارسىنگارى، معمولا، «مخاطبان خود را ... مردم شيعه ناآشنا يا كماطّلاع از مطالب دينى مىداند و به هيچ روى با عالمان دين سخن نمىگويد. زبان اهل علم، زبانى ديگر است و اصطلاحات و تعابير خاصّ خود را دارد. بنا بر اين او سادهنويسى را هرگز از ياد نمىبرد و به مباحث استدلالى و برهانى [كه مطلب را رو به غموض مىبرند] فقط در حدّ ضرورت اشاره مىكند ... او در اين كتابها در مقام ابراز توانايى علمى خود و تفصيل استدلالى همه مباحث نبود بلكه مىخواسته است «كافّه مؤمنان و عامّه شيعيان» را كه «به اعتبار عدم انس به لغت عرب» از فهم احاديث و مطالب علمى محرومند، «بهره فاضل و نصيب كامل» برساند.[٢] گزارندگان تاريخ ادب فارسى بدين نكته توجّه دادهاند كه مجلسى «به فارسى با زبانى ساده و قابل فهم چيز مىنوشته» و انشاى كتابهاى او «به طور كلّى خيلى ساده و درست و عارى از صنايع بديعيّه است».[٣] البتّه طبيعى است كه درجه سهولت يا صعوبت نثر آدمى در روياروئى با موضوعات مختلف، تغيير كند. پس اگر سبك نگارش حقّ اليقين- بويژه در مواردى كه نياز به استدلالهاى عقلى و نقلى است- با ساير كتب فارسى مجلسى (ره) تفاوت دارد و پارهاى از اصطلاحات علمى و خاصّ فلسفه و كلام در آن به كار رفته، به سبب موضوع ويژه كتاب جاى تعجّبى نيست.[٤] فارسىنويسى در حوزه معارف شيعى- اعمّ از تأليف و ترجمه- در روزگار صفويان يك ضرورت بوده است و به همين خاطر عالمان صفوى از همان آغاز شكلگيرى حكومت شاه اسماعيل، يعنى سالها پيش از مجلسى، به فارسىنويسى دينى اهتمام فراوان داشتهاند.
با اين همه در يك نگاه، كارنامه فارسىنويسى مجلسى از آن ديگران ممتاز است، زيرا كه آثار فارسى هيچ يك از اين عالمان، در ترويج و همگانى كردن معارف و مقبول افتادگى، به پاى آثار فارسى مجلسى نمىرسد.
[١] سنج: شناختنامه علّامه مجلسى، ج ٢، صص ١٩- ٢١.
[٢] علّامه مجلسى، حسن طارمى، انتشارات طرح نو، چ ١، ص ٩٢.
[٣] سنج: همان، همان ص، پىنوشت.
[٤] سنج: شناختنامه علّامه مجلسى، ج ٢، ص ٣١.