فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٦ - ترجمه فرحة الغرى
بىآنكه به مضمون بازى متكلّفانهاى دچار باشيم، مىتوانيم خود فرحة الغرى را هم يك «دانشنامه» (/ دائرة المعارف) بخوانيم. فرحة الغرى هم يك دانشنامه است، ولى يك دانشنامه تخصّصى. سيّد عبد الكريم بن طاوس كوشيده است موسوعهاى خبرى- حديثى- با يك درآمد تاريخى-، در موضوعى ويژه و داراى اهمّيّت تاريخى و كلامى- يعنى همان تعيين قبر مطهّر امير مؤمنان على بن أبى طالب (٨)-، ترتيب دهد، و در اين كار موفّق شده است.
آثار فارسى عالمان عصر صفوى، اعمّ از مصنّف و مترجم، بر دو دستهاند: يكى آثارى كه به درخواست درباريان فراهم آمده يا لا اقل به ايشان هديه شده تا مروّج آن باشند؛ ديگر آثارى كه به درخواست عموم مردم يا طلّاب و علاقهمندان تحرير گرديده.[١] آثار علّامه مجلسى هم بر هر دو نوع است.
از ديرباز بحث از اين كه تشيّع و شيعهگرائى پادشاهان صفوى، راستين بوده است يا دروغين، بارها درگرفته است. بسيارى اين بحث را درافكندهاند كه تشيّع صفويان ممكن است تا چه اندازه يك حربه سياسى- نظامى بوده باشد و تا چه اندازه بر باور قلبى سردمداران سياست متّكى باشد.
نگارنده اين مجال را براى نقد و تمحيص رايهاى درافكنده در اين باب، شايسته نمىبيند و آن را درخور نگارشى على حده مىداند، ولى دريغ دارد، در اينجا، داورى خردپسند و معتدل يكى از پژوهندگان را باز ننويسد:
«در اينكه انگيزه صفويان در پافشارى بر تشيّع چه بود، مورّخان و محقّقان هنوز به اجماع نرسيدهاند، ولى در اينكه شيعه بودن براى آنان جدّى بود و پايبندى به ظواهر و احكام شريعت را نيز، دست كم در وجه بيرونى، فرو نمىگذاشتند، في الجمله اتفاق رأى وجود دارد».[٢] اين كه شاه صفوى- و لو در عين كاهلى در گزارد برخى فروض شرعى-، «تعصّب دينى» دارد، از چشم تيزبين جهانگردان اروپائى چون پيترو دلاواله پنهان نمانده است.[٣] برين بنياد، اگر در آثار عالمانى چون علّامه مجلسى ستايشى از شهرياران صفوى در ميان باشد، خلاف عادتى صورت نبسته است.
به هر روى، چنان كه گفتيم آثار فارسى علّامه نيز بر دو گونهاند: برخى با دستگاه
[١] چنين تقسيم كتابشناسانهاى، بيش و كم، در فهرستهاى خود نوشت مرحوم فيض كاشانى ديده مىشود. نگر:
آينه پژوهش، ش ٦٠، ص ٩٥.
[٢] علّامه مجلسى، حسن طارمى، انتشارات طرح نو، چ ١، ص ٣٦.
[٣] نگر: همان، ص ٣٧، پىنوشت.