فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ١٩٧ - تعليقات
قصّر خطاك (١٢١): پاها را نزديك يكديگر بگذار.
الق ذقنك إلى الأرض (١٢١): سر را به زير انداز.
يكتب (١٢١): ثبت مىكنند.
مشيت (١٢١): روانه شدم.
عكّازقه (١٢٢): چوبى كه در دست داشتند.
أرسل دموعه إلى خدّيه (١٢٢): آب ديده مبارك آن حضرت بر روى مقدّس او روان شد.
انكبّ على قبره (١٢٢): خود را بر روى قبر افكندند.
رجع ... القهقرى (١٢٣): از عقب برگشتند و پشت به قبر نكردند.
سيّدى (١٢٣): سيد و آقاى من.
اهل الكوفة (١٢٣): مردم كوفه.
تعاهد هذه الزيارة (١٢٤): تعهّد كن اين زيارت ... را.
من قرب أو بعد (١٢٤): خواه از نزديك و خواه از دور.
بالغة ما بلغت (١٢٤): هرچند بسيار باشد.
قريرا عينه (١٢٤): چشم روشن.
سؤل (١٢٤): حوايج.
يوم البعث (١٢٤): روز قيامت.
دام سرورك! (١٢٤): دايم و مستمر باد خوشحالى و سرور تو!
إذا حدث لك إلى اللّه تعالى حاجة (١٢٤): وقتى كه حاجتى به جناب اقدس الهى داشته باشى.
الفضل الجزيل (١٢٥): فضايل بسيار.
لما فيه من الفضل الجزيل (١٢٥): چون مشتمل بر فضايل بسيار بود.
أشرف على النجف (١٢٥): مشرف بر نجف شدند.
سآوى (١٢٥): پناه ... خواهم برد.