الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٧٠ - تتمة
سيصد و هفتم: محمد بن جرير طبرى در كتاب مسند فاطمه از اصبغ بن نباته حديث كند كه گفت: خدمت امير المؤمنين ٧ شرفياب شدم ديدم آن حضرت در انديشه فرو رفته و با عصايى كه در دست داشت بر زمين مىكوفت؛ عرض كردم: اى امير مؤمنان چه شده كه شما را غرق در انديشه مىبينم و به زمين مىكوبى آيا ميل و رغبتى در آن پيدا نمودهاى؟ فرمود: نه به خدا سوگند هرگز در دنيا رغبت نداشتهام، ولى در باره فرزندى انديشه مىكنم كه از پشت يازدهمين است و او مهدى است، و زمين را از عدل و داد پر كند چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد، براى او حيرت و غيبتى است كه گمراه شوند در آن جمعى، و راهنمايى شوند در آن گروهى، عرض كردم:
اى امير مؤمنان اين حيرت و اين غيبت چه مقدار باشد؟ فرمود: تو كجا و آن؟ و تو كجا و علم به آن، اى اصبغ اينان برگزيدگان اين امّتند كه با نيكان اين امّت باشند!.[١]
[١] دلائل الإمامة: ٢٨٩.