الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٦١ - حرف ياء
گفت: عربى وارد شد بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و همراهش سوسمارى بود كه از بيابان شكار كرده و در آستين خود پنهان كرده بود، پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و اله اسلام را بر او عرضه داشت، عرب گفت: تا اين سوسمار به تو ايمان نياورد من به تو ايمان نمىآورم و سوسمار را از آستين خود بيرون انداخت سوسمار از مسجد بيرون رفت كه فرار كند؛ پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و اله به او فرمود: اى سوسمار من كيستم؟ گفت: تو محمد بن عبد اللَّه بن هاشم بن عبد مناف هستى، فرمود: اى سوسمار چه كسى را پرستش مىكنى؟ گفت: آن خدايى را پرستش كنم كه دانه شكافت را، و انسان را آفريد، و ابراهيم را خليل خود قرار داد و با موسى (بىواسطه) تكلم كرد، و تو را اى محمد برگزيد؛ عرب گفت: گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست، و اينكه تو رسول خدا هستى، اكنون مرا آگاه فرما كه پس از تو پيغمبرى هست؟ فرمود: نه من خاتم پيغمبران هستم ولى پس از من امامانى از فرزندانم هستند كه به عدالت قيام كنند و (عدد آنها) به عدد نقيبان بنى اسرائيل است، اولى ايشان على بن ابى طالب است، پس او امام و خليفه پس از من است، و نه تن از امامان