الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٤٩ - حرف هاء
فرمود: هنگامى كه مرا به آسمان بردند و به سدرة المنتهى رسيدم و جبرئيل مرا وداع كرد گفتم:
حبيب من جبرئيل در چنين جايى از من مفارقت مىكنى؟ (و مرا تنها مىگذارى؟) گفت: اى محمد من از اينجا عبور نكنم و گر نه بالهايم بسوزد، پس مرا آنچه خدا خواست در نور بردند تا اينكه خداوند به من وحى فرمود: اى محمد بر زمين توجهى كردم و ترا برگزيده و پيغمبر قرار دادم، باز توجهى كرده و على را برگزيده و او را وصىّ تو و وارث علم و امام پس از تو كردم، و از صلب شما دو نفر ذريه پاكيزه و امامان معصومى كه خزانههاى علم من هستند بيرون آوردم، و اگر شما نبوديد دنيا و آخرت و بهشت و دوزخ را نمىآفريدم، اى محمد مىخواهى آنها را ببينى؟ عرض كردم: آرى پروردگارا، پس به من ندا شد: اى محمد سرت را بلند كن، سربلند كردم، و انوار على و حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على و حجت را ديدم و او در ميان آنها مانند ستاره درخشانى درخشندگى داشت، عرض كردم: پروردگارا اينان كيانند و اين كيست؟ فرمود: