الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٤٤ - حرف عين
على بن ابى طالب خليفه من است، و امامان از فرزندان او حجتهاى منند، او را به رحمت خود به بهشت مىبرم و به عفو خود از آتش (دوزخ) نجاتش دهم، و (سكونت در) جوار خود را براى او مباح كنم، و كرامت خود را براى او واجب كنم، و نعمت خود را بر او تمام سازم، و او را از خاصان و برگزيدگان خود قرار دهم، اگر مرا بخواند پاسخش دهم، و اگر خواهشى كند به او عطا كنم، و اگر (خواهشش را به زبان نياورد و) خاموش بماند (من در عطاى به او) آغاز كنم، و اگر رفتار بدى كند رحمش كنم، و اگر از من بگريزد او را بخوانم، و اگر به سويم بازگشت كند او را بپذيرم، و اگر در خانهام را بكوبد به رويش باز كنم، و هر كس به يكتايى من گواهى ندهد يا بدان گواهى دهد ولى گواهى ندهد كه محمد بنده و فرستاده من است، يا بدان نيز گواهى دهد ولى گواهى ندهد كه على بن ابى طالب خليفه من است، يا بدان نيز گواهى دهد ولى گواهى ندهد كه امامان از فرزندان او حجّتهاى منند، پس به تحقيق كه نعمت مرا انكار كرده و عظمت مرا كوچك شمرده، و آيات و كتابهاى مرا تكذيب كرده، اگر قصد من كند او را نپذيرم، و اگر خواهشى كند محرومش كنم، و اگر مرا بخواند آوازش را نشنوم. و اگر دعا كند اجابت نكنم، و اگر به من اميدوار شود نوميدش سازم، اين است جزاى او از جانب من، و من ستمكار بر بندگان نيستم.