الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٢٣ - حرف زاء
شفاى هر دردى است، سپس طعام را برداشتند و روغن (يا عطر) آوردند (در قديم در شبه جزيره عربستان مرسوم بوده است كه بدن را با انواع روغنها چرب مىكردهاند و در شرع اسلام نيز عمل مستحبى است و ممكن است مراد از روغن در اينجا عطر باشد) حضرت فرمود: (از اين) روغن بمال. عرض كردم: روغن (به بدنم) ماليدهام. فرمود: (روغن) بنفشه است؟ عرض كردم:
امتياز و فضيلت آن بر ساير روغنها (يا عطرها) چيست؟ فرمود: مانند امتياز اسلام بر ساير اديان؛ راوى مىگويد (در اين هنگام) فرزندش محمد بر او وارد شد، حضرت صحبت زيادى به طور آهسته با او كرد و شنيدم كه مىفرمود: بر تو باد به نيكى اخلاق و خوش رفتارى، من عرض كردم: اى فرزند رسول خدا اگر امر پروردگار آمد آن امرى كه هيچ يك از ما ناگزير از آن نيستيم- و در ذهنم آمد كه خبر مرگ خود را مىدهد- پس از شما به نزد كه بايد رفت؟ فرمود: اى ابا عبد اللَّه (كنيه زهرى است) نزد اين فرزندم- و اشاره به جانب فرزندش محمد فرمود- او وصىّ و وارث من و مخزن اسرار علم من و معدن علم و باقر (شكافنده) علم است عرض كردم: اى فرزند رسول خدا معناى «باقر العلم» چيست؟ فرمود: بزودى برگزيدگان شيعيان من نزد او رفت و آمد كنند و او علم را بر ايشان بخوبى بشكافد. زهرى گويد: سپس آن حضرت فرزندش محمد را براى كارى به