الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥٣٤
كسى را كه خداوند او را مقدم داشته بود.[١]
و نيز از امير المؤمنين ٧ روايت شده كه هنگامى به حضرتش خبر رسيد كه (مردمان ايراد كنند كه چرا با سه خليفه گذشته جنگ نكرد؟) آن حضرت فرمود: من به شش تن از پيغمبران تأسّى كردم (و در اين كار از آنها پيروى نمودم) اولى آنها ابراهيم خليل الرحمن بود (كه چون ديد مردم شهر نجران آمادگى تبليغات او را ندارند و او را اذيت كنند) فرمود: «و دورى گزينم از شما و آنچه خوانيد از غير خدا، سوره مريم آيه ٤٨» پس اگر گوييد كه آن حضرت (بىجهت) و بدون ناراحتى از آنها دورى اختيار كرد كافر شدهايد، و اگر گوييد كه در اثر اينكه از آنها آزار ديد از ايشان دورى گرفت پس (من كه) وصىّ (پيغمبر هستم) معذورترم (از آن حضرت كه پيغمبر بود) و هم چنين (تأسى كردم) به حضرت لوط پيغمبر كه فرمود: «كاش مرا در برابر شما نيرويى بود يا پناه مىبردم به پايگاهى سخت، سوره هود آيه ٨٠» پس اگر بگوييد كه لوط نيرو و قوه داشت (و باز آرزو مىكرد) كافر شدهايد و اگر بگوييد قوه و نيرو نداشت پس وصىّ معذورتر است؛ و (تأسى كردم) به يوسف كه فرمود: «پروردگارا زندان بر من خوشتر است از آنچه اين زنها مرا به سوى آن خوانند، سوره يوسف آيه ٣٣» پس اگر گوييد بدون ناراحتى از غضب خدا طلب زندان كرد كافر شدهايد، و
[١] البحار ٣٦: ٣٥٣.