الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥١٥
مؤلف گويد: بلكه گاهى از اوقات چيزهاى ضرورى و بديهى روى نبودن شرطش در ذهن نيايد، مثل اينكه نفس انسان و خرد و تجربه و حدس به سوى آن توجه نكند، و اگر توجه كند علم براى او حاصل گردد، و (اگر توجه نكرد) توجه نكردن او علم را از ضرورى بودن و بداهت بيرون نبرد.
و نيز گاهى است كه دليل علمى براى دشمن علم آورده است لكن براى پيشرفت كار خود يا ساير اغراض منكر آن مىشود؛ و خداى تعالى در قرآن مجيد داستان كسانى كه علم بر ايشان آمده لكن انكار كردهاند بيان فرموده در آنجا كه فرمايد: «پس هنگامى كه بيامد آنها را آيات روشن ما گفتند اين است جادويى آشكار، و انكار كردند آنها را در حالى كه يقين بدانها داشت دلهاى ايشان به جهت ستم و سركشى، سوره نمل آيه ١٤» كه در اينجا خداى سبحان نسبت يقين و انكار را به ايشان داده است؛ و آن نبود مگر پس از علم (آنان) و در جاى ديگر فرمايد: «همانا دانيم كه اندوهگين كند تو را آنچه گويند و هر آينه تكذيب نمىكنند تو را و لكن ستمگران به آيتهاى خدا انكار مىورزند، سوره انعام آية ٣٣» و نيز فرمايد «و اگر مىفرستاديم بر تو نامهاى در كاغذى كه به دستهاى خويش آن را لمس مىكردند هر آينه مىگفتند آنان كه كفر ورزيدند: اين جز جادويى