الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٣٨ - حرف واو
از موسى قرار دادم، جز اينكه پيغمبرى پس از تو نيست، و محبت او را در دل تو نهادم، و او را پدر فرزندانت كردم،
پس حق او بر امتت پس از تو چون حق تو بر ايشان است در زمان زندگانيت، هر كه حقش را انكار كند حق تو را انكار كرده و هر كه از دوستى او سرباز زند از ورود به بهشت سرباز زده، پس حمد خداى را سجده كنان به شكرانه اين نعمت به جاى آوردم، در اين هنگام منادى ندا كرد: اى محمد! سر بردار و بخواه از من تا به تو بدهم. عرض كردم: خداوندا همه امّت مرا به ولايت على بن ابى طالب مجتمع نما تا در قيامت همگى نزد حوض بر من وارد شوند، خداوند به من وحى فرمود: اى محمد من پيش از آنكه بندگانم را بيافرينم در باره آنها حكم كردهام و قضاوت و حكم من در باره آنها گذرا است، تا هر كه را خواهم بدان هلاك نمايم و هر كه را خواهم بدان هدايت كنم، و من علم تو را به وى دادم و او را وزير و جانشين پس از تو بر خاندان و امّتت قرار دادم، و اين امرى حتمى است از جانب من بر اينكه داخل بهشت نكنم هر كس كه او را مبغوض داشته و دشمن دارد و پس از تو منكر ولايتش گردد، پس هر كه او را مبغوض دارد تو را مبغوض داشته، و هر كه تو را مبغوض دارد مرا مبغوض داشته است، هر كه او را دوست بدارد تو را