الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤١١ - حرف ميم
خود گذاردم تا آرام شد، (آنگاه) نزدش آمدم و بر او سلام كردم و عرض كردم: اى بانوى زنان شما كه (با اين گريه خود) شاهرگ قلب مرا پاره كردى؟ فرمود: اى ابا عمر گريه بر من سزاوار نيست زيرا به فقدان بهترين پدران يعنى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله گرفتار شدم، سپس اين شعر را (كه ترجمهاش اين است) انشا فرمود:
هر كه مرد، نامش از بين رود ولى نام پدر من به خدا سوگند تا من زندهام بزرگ است.
عرض كردم: اى بانوى من سؤالى دارم كه در سينه من خلجان كرده و مىخواهم از شما بپرسم؟ فرمود: بپرس، عرض كردم: آيا رسول خدا ٦ پيش از مرگش به امامت على ٧ تصريح كرد؟ فرمود: بسيار عجيب است! آيا روز غدير خم را فراموش كردهايد؟ عرض كردم: بلى (قصه غدير خم) صحيح است، ولى به آنچه در پنهانى (رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله) به شما خبر داده مرا آگاه فرما.
فرمود: خدا را گواه مىگيرم كه شنيدم مىفرمود: على بهترين كسى است كه او را پس از خود در ميان شما مىگذارم؛ و او امام و خليفه بعد از من مىباشد، و پدر دو سبط من است، و نه تن از صلب حسين امامان نيكوكارند، كه اگر پيرويشان كنيد ايشان را راهنمايانى هدايتكننده و