الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٣٠ - حرف عين
من است، دين من دين او و دين او دين من است، نسب من نسب او و نسب او نسب من است، و فضيلت من فضيلت او است و من از او برترم و اين افتخارى نيست، گفتار مرا گفتار خداى تعالى تصديق كند كه فرمايد «نژادى هستند كه بعضى آنان از بعضى ديگرند و خدا شنواى دانا است».[١][٢]
دويست و بيست: شيخ صدوق در كتاب نصوص از عطا حديث كند كه گفت: وارد شديم بر عبد اللَّه بن عباس در شهر طائف و او عليل بود و (به واسطه آن علت) ناتوان شده بود، پس بر او سلام كرده نشستيم، به من گفت: اى عطا اينان (كه همراهت) هستند كيانند؟ گفتم: اى آقاى من بزرگان اين شهرند كه از آنها است عبد اللَّه بن سلمه بن حزم طائفى، و عمارة بن اجلح و ثابت بن مالك، پس هم چنين يكى يكى را برايش نام بردم؛ پس آن جماعت نزديك او رفته گفتند: اى پسر عموى رسول خدا تو پيغمبر صلّى اللَّه عليه و اله را ديدهاى و از آن حضرت آنچه خواستهاى شنيدهاى، پس
[١] غيبة النعماني: ٩١.
[٢] آل عمران: ٣٤.