ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٦٨ - مقاله ثانيه در شرح بعضى از احوال پريشانى خود اين دار ابتلاء
آوردند، و چون يك دو صحبت اتفاق افتاد، چنان يافت كه خاطر اقدس، متوجه تشييد مبانى دين قويم و ترسيم مراسم شرع مستقيم، و اقامت صلوات و ترويج جمعه و جماعات است تا شايد بدين وسيله به حكم «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»[١]. بعضى از افعال ناشايسته كه اصحاب طبايع به آن مايل راغب مىباشند مهجور و متروك گردد.
اما چون مقرر است كه هر كس در دهى يا شهرى به صنعتى يا حرفتى مشهور و مذكور گرديد، البته ارباب آن صنعت زبان به طعن و لعن هر قدر كه توانند، ملابس اعراض و اوضاع او را در نظر اعيان ملك، به دنس عيب و قذر خارى آيند، فكيف طالب علمى كه به عنايت پادشاهى مخصوص گردد و كمال توجه شاهى در باره او به عمل آيد.
بنابر اين طايفه از غولان آدمى پيكر و قومى از جاهلان عالم آسا كه اراده علو و فساد در سرهاى ايشان جاى گرفته بود، و نفوس امّاره ايشان از دين حق و حق دين منسلخ گرديده و مدتهاى مديد منتظر آن بوده كه شايد ايشان بدين امر كه در نظر ايشان كمالى فوق آن و سعادتى زياده بر آن متصور نيست، مستسعد و فايز گردند، كمر عداوت ساعيان و راعيان اين امر برميان بستند و نايره حسد در كانون سينههاى ايشان اشتعال يافته، در ديگ بغضا مىجوشيدند و در اطفاء نور اللّه، تا مىتوانستند مىكوشيدند، فرقهاى از متحذلقين كه دم از كياست مىزدند و زياده وقوفى از علوم شرعيه نداشتند و در شرايط جمعه و جماعات متشكك و متردد بودند، حرفى چند باز در ميان مىافكندند و خود را به كنارى مىكشيدند «يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ
[١] - عنكبوت/ ٤٥.