ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ١٦٨ - باب هشتم در بيان حكمت تسلط اين حكام بر آدمى
به اين مقام عالى توان رسيد و به دستيارى علم و عمل، اين خلعت زيبا توان پوشيد، و حكمت تسلط طبع بر آدمى، آنست كه در اين، خدمت بدن كند و بنيه را محافظت نمايد تا روح در آن به آسايش تصرف تواند كرد، پس هر چه منافى و مخالف بود، دور اندازد، و هر چه ملايم و موافق باشد، به خود نزديك سازد، و اين به مدد كارى عادت از پيش تواند رفت و به دستيارى اخلاق پسنديده كه از او به حصول پيوندد، آسان تواند شد.
و فايده تسلط عرف بر آدمى، آن است كه معاونت و تصرف او كند در پيروى ساير حكام، چه اگر لجام عرف نبودى، مركب بدن خود سركشى و اتّباع شهوات، آسان بودى و استغراق در لذات فانى كه منافى مقصد اصلى است، روز بروز زياده شدى، مثلا اگر چه مردمان از غيبت غيبت كنندگان و تجسس عيب جويان، ايمن بودندى و از سرزنش اكفاء و اقران باك نداشتندى، خود را از اعمال قبيحه و ملكات مهلكه چندان محافظت نكردندى، و مواظب بر طاعات و عبادات همچنانكه بايد نشدندى، و از اين معلوم تواند كرد كه اشقياء در تكميل سعداء، مدخلى عظيم دارند، و مردمان را از دشمنان، نفعها مىرسد كه از دوستان نتواند رسيد.
\*\*\*