ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ١٣٩ - متن رساله راه صواب
شرط اول: گرويدن و گردن نهادن و تن در دادن است خداى را عز و جل و اين مرتبه اول است از ايمان و كفر، مقابل اين مرتبه را انكار و حجود خوانند و آن آنست كه نگرود و گردن ننهد و تن در ندهد فرمان خداى را، يا از روى استكبار و علو، چون ابليس لعين كه چون به او گفتند سجده آدم كن، امتناع نمود، چنانكه حق تعالى مىفرمايد «أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ»[١] و يا از روى تقليد آباء و اسلاف، چون اكثر كفار كه چون به ايشان گفتند كه پيرو آن شويد كه خداى فرستاد، ايشان گفتند: بلكه ما در پى آن باشيم كه پدران خود را به آن يافتهايم، چنانكه مىفرمايد «إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ، قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا» پس مىفرمايد «أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ»[٢] يعنى و اگر چه پدران ايشان بىعقلان و گمراهان و نادانان باشند.
همچنانكه ايشان و امثال اين آيات در قرآن بسيار است و هر كه انكار حقى كند از روى استكبار و علو، او را نصيبى باشد از آن نوع كفر و همچنين هر كه از آبا و اجداد و معتبران و پيران اهل روزگار يا از اهل علم كج فهم كه از علماى خدا و آخرت نباشند، اعتقادى چند بگيرد كه آن اعتقاد در نفس الامر ناپسنديده و ناصواب باشد، و در ظن دارنده آن چيز، [خير و] صواب باشد و بدان خرم باشد، پس چون پيغمبر يا عالم ربانى كه نيابت پيغمبر كند، اعتقاد صواب و سخن حق عرض كند آن اعتقاد كج خود را داشته، پرده اين اعتقاد حق ناداشته نادانسته گردد و آن سخنهاى دروغ خود شنيده حجاب آن سخنهاى راست ناشنيده گردد تا از بهر آن دروغ، راست را قبول نكند و باور ندارد، او را حظّى باشد از آن كفر.
[١] - بقره/ ٣٤.
[٢] - بقره/ ١٧٠.