ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٤٨ - مقاله اولى در بيان شمهاى از حقيقت حال علم و علما
مقاله اولى: در بيان شمهاى از حقيقت حال علم و علما
ببايد دانست كه آدمى از ديگر حيوانات به گوهر دانش و بينش گرامى گشته است و بواسطه عقل و دانائى از آفرينش بر سر آمده و همه را به فرمان خود در آورده، چنانكه كريمه «وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ»[١] بدان اشاره فرموده.
|
هر چه در اين سرا بود |
جمله از آن ما بود |
|
|
آمدهام كه مال خود |
جمع كنم بدر برم |
|
و اين گوهر دانش اگر چه انواع بسيار دارد و ليكن، از ميان همه برگزيده و گرامى، دانش حكمت است كه در شأن او آمده كه «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً»[٢] [چه] از آن علم، حقيقت اشياء هويدا مىگردد و خصوصا شناخت نفس خويش كه سرمايه تحصيل حقايق و معارف الهى است كه از آنجا معرفت مبدأ و معاد كه انبياء- صلوات اللّه عليهم- به جهت آن فرستاده شدهاند حاصل توان كرد.
|
سالها فكر من اين است و همه دم سخنم |
كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم |
|
|
ز كجا آمدهام آمدنم بهر چه بود |
به كجا مىروم و چيست مآل شدنم |
|
و اين علم حكمت را در زمان پيشين از انفاس مرسل- :- زيركان، هر عصر فرا گرفتهاند و به عالميان رسانيدهاند و از پرتو سخنان وحى نشان ايشان، جهانيان را بدين رهنمائى نموده.
[١] - جاثيه/ ١٣.
[٢] - بقره/ ٢٦٩.