ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ١٩٠ - متن رساله الإنصاف
|
شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس |
كه نه هر كو ورقى خواند معانى دانست |
|
|
نه هر كه چهره بر افروخت دلبرى داند |
نه هر كه آينه سازد سكندرى داند |
|
|
هزار نكته باريكتر از مو اينجاست |
نه هر كه سر بتراشد قلندرى داند |
|
اين سخن كه مذكور شد با متفلسفه و متصوفه و پيروان ايشان است.
و اما مجادلان متكلمين و متعسفان [متقشفان] من عنديين فهم كما قيل «جمعى افسار تقليد از سر انداخته فطرت اصلى را سرنگون ساختهاند، بظواهر نبوت و توابع آن قانع نباشند و از خود سخنى چند بيهوده تراشند نه طبعشان گذارد كه با سر تقليد روند و نه توفيقشان باشد كه بوى تحقيق شنوند
«مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ»[١].
|
از بهر فساد و جنگ جمعى مردم |
كردند بكوى گمرهى خود را گم |
|
|
در مدرسه هر علم كه آموختهاند |
في القبر يضرهم و لا ينفعهم |
|
[١] - نساء/ ١٤٣ اين سخن معلوم نشد از كيست اما هر چه هست فيض به اين جمله علاقمند است و آنرا در رساله راه صواب و چند جاى ديگر نيز آورده.